نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
وليک کبر به اندازه کن نه
در
حشمت
عميد خاصه و سالار شهريار تويي
اگر شکفته گلي باغ ملک را شايد
که
در
دو ديده بدخواه ملک خار تويي
چو جود ورزي درياي بي کراني تو
چو رزم جويي گردون
در
مدار تويي
جهان نبيند و همچون غبار پست شود
چو ديد مرد مبارز که
در
غبار تويي
پلنگ وار گهي
در
دم مخالف ملک
گرفته راه و سر تيغ کوهسار تويي
چو اختيار کنندت منجمان جهان
که
در
سعادت فهرست اختيار تويي
بروي خبان دلشاد و شاد خوار بزي
که
در
حقيقت دلشاد و شادخوار تويي
نه بي مادحش
در
جهان بزمگاهي
نه بي سايلش بر زمين رهگذاري
تکبر مکن بر من بنده زينسان
کزين کبر کردن بتا
در
سرآيي
سنانت چنان
در
دل دشمن افتد
که چونان نيفتد قضاي خدايي
نه بر خلاص حبس ز بختم عنايتي
نه
در
صلاح کار ز چرخم هدايتي
نه روي محفلي ام و نه پشت لشکري
نه مستحق و
در
خور صدر و ولايتي
پيوسته بوده ام ز قضا
در
عقيله اي
همواره کرده ام ز زمانه شکايتي
چونان که
در
نهاد تو را نيست آخري
رنج مرا نهاد نخواهي نهايتي
در
آب دو ديده آشنا کردم
تا با غم خويشم آشنا کردي
شاهي که غبار مرکب او را
در
ديده عمر توتيا کردي
بحري که چو غور طبع او جستي
در
موج جلال آشنا کردي
مسعود جهانگير جهانداري و گردون
در
ملک تو افزايد هر روز جهاني
هم کوهي و هم بادي
در
حيله چو باشي
بر کوه رکابي که شود باد عناني
آن سخت کمانيست قوي راي تو
در
زخم
کين چرخ نديدست چو او سخت کماني
اي داد ده ملک ستاني که نديدند
در
دهر چو تو داد دهي ملک ستاني
داري تو يقيني به همه چيز که
در
طبع
هرگز نبرد ره سوي او هيچ گماني
گر تو دهيم بوسي پيشت نهمي گنجي
گر
در
خور اين عشقم امروز يسارستي
چون شير شکارستي شاها همه شاهان را
در
دهر گر از شاهان يک شير شکارستي
گر باد شکوه تو بر چرخ نرفتستي
در
چرخ کجا هرگز زينگونه مدارستي
صفحه قبل
1
...
4574
4575
4576
4577
4578
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن