167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان مسعود سعد سلمان

  • سعد فلک همي نکند اختيار خويش
    تا ننگرد نخستين در اختيار تو
  • در تاختن پياده شد فتنه سوار
    چون پاشنه گشايد عزم سوار تو
  • در دفتر سخاي تو چون بنگريم هست
    اندک ترين رقم صلت صد هزار تو
  • در مجلس تو خون قنينه چگونه ريخت
    گر مال پاره پاره شد از کارزار تو
  • در کر و فر صلح به کردار راست
    بر حل و عقد دولت تو ذوالفقار تو
  • بدخواه در شتاب و گريزست و گيرگير
    از هيبت درنگ تو و کارزار تو
  • از زينهار خوردن گيتي بري شود
    هر کو پناه گيرد در زينهار تو
  • هر نعمتي که هست بود در شمار من
    تا هست نام شعر من اندر شعار تو
  • نکبت نگشت يارد اندر جوار من
    تا جان من خزيده بود در جوار تو
  • منصوربن سعيد که از شرم راي او
    خورشيد و ماه روي کشد در حجاب تو
  • اين خنجري که آب تو شد آبروي تو
    مهرست و کينه در تو براندود باب تو
  • هر چاکريت در هنر افزون ز صاحبست
    صاحب چگونه يارم کردن خطاب تو
  • چون خاک چرخ پست شود از سموم تو
    چون سنگ بحر غرقه شود در سراب تو
  • حرص ارچه در صواب جواب تو غرقه گشت
    شد سوخته حذر ز چه آتش عقاب تو
  • در دولت آنچناني کابادتست ملک
    باشد خزانه تو هميشه خراب تو
  • اي تيغ روزگار تو را در نيام کرد
    مانا بترس بود به بيم از ضراب تو
  • در تنگي يي شدي که نداند برون شدن
    از دولت تو دعوت نامستجاب تو
  • گر در حساب توست همه نادرات دهر
    پس من چرا برون شده ام از حساب تو
  • در خويشتن شگفت بماند ازين نهاد
    رد سپهر داند گشت انتخاب تو
  • هر يک همي دواند دريابدم هلاک
    گر در نيا بدم خرد زودياب تو
  • خلقي يتيم گشت و جهاني اسير شد
    زين در ميان حسرت و قربت ممات تو
  • گر بسته بود بر تو در خانه تو بود
    بر هر کسي گشاده طريق صلات تو
  • گويد که با که گويم اکنون غمان دل
    از که شنيد خواهم چون در نکات تو
  • در بيشه نره شير ژيان را قرار نيست
    از ذوالفقار شير کش بي قرار تو
  • در پاي شاه چين بربندي نهد گران
    گر يابد از تو فرمان سالار بار تو