نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
در
آن مضيقم آنجا که تابش خورشيد
نيارد آمد نزديک من جز از روزن
شبم چو چنبر بسته
در
آخرش آغاز
غم دراز مرا اندرو کند چو رسن
ز بس که گفتي اشعار و پس فرستادي
بضاعتي ز سمرقند به ز
در
عدن
همه زباني هنگام شعر گفتن از آن
که
در
شنيدن آن گوش گرددم همه تن
بسان فاخته گشتم که شعرهاي تو را
همي سرايم و طوق هوات
در
گردن
مرا که شعر تو اي سيدي توانگر کرد
که هر زمانم پر
در
همي کند دامن
همي بتابم از حضرتش چو ماه سما
همي ببالم
در
خدمتش چو سرو چمن
خوردم به وصلت تو بسي باده نشاط
در
فرقت تو پيدا آمد خمار من
دانم که نيک داني
در
فضل دست من
واندر سخن شناخته اي اختيار من
کاينجا به حضرت اندر دهقان دشمنم
پيدا همي نيارد
در
ده هزار من
وان شيرم از قياس که چون من کنم زئير
روبه شوند شيران
در
مرغزار من
خويش را
در
جهان علم کردن
هست بر خويشتن ستم کردن
تن به تيمار
در
هوس بستن
دل به انديشه جاي غم کردن
دست با راستي زدن
در
کار
قامت راستي به خم کردن
مي نيارست کرد بانگ از بيم
طيلسان دار چرخ
در
مؤذن
در
حبس و بند نيز ندارندم استوار
تا گرد من نباشد ده تن نگاهبان
هر ده نشسته بر
در
و بر بام سمج من
با يکديگر دمادم گويند هر زمان
البته هيچ کس به نينديشد اين سخن
کاين شاعر مخنث خود کيست
در
جهان
از من همي هراسند آنان که سالها
زايشان همي هراسد
در
کار جنگوان
باچند کس برآيم
در
قلعه گرچه من
شيري شوم دژآگه و پيلي شوم دمان
در
حال خوب گردد حال من ار شود
بر حال من دل ثقة الملک مهربان
در
هيچ وقت بي شفقت نيست گوتوال
هر شب کند زيادت بر من دو پاسبان
گويد نگاهبانم گر بر شوي به بام
در
چشم کاهت افتد از راه کهکشان
در
سمج من دکاني چون يک بدست نيست
نگذاردم که هيچ نشينم بر آن دکان
هر هفت روز کردم جنگي به هفت جاي
در
قصها نخواندم جز جنگ هفتخوان
صفحه قبل
1
...
4565
4566
4567
4568
4569
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن