نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
با هر چه آدميست همي گويي
در
هر غمي کش افتد انبازم
با چرخ
در
قمارم و مي مانم
وين دست چون نگر که همي بازم
در
باغ نکو رخ تو روز و شب
ديدار تو راحت روان سازم
از هندو رخ ظريف تر داري
در
هند مکان خود از آن سازم
گر انده عشق کاروان گردد
من
در
دل جاي کاروان سازم
خورشيد زمانه نصربن رستم
کز وي
در
هند خان و مان سازم
مدحش سپه است و من همي
در
وي
از خاطر خويش پهلوان سازم
وانگاه به سوي زهره بشتابم
از مدحش
در
دهان زبان سازم
اي آنکه ز نعمت و ز فر تو
من
در
تن مغز استخوان سازم
در
دل هوات روشني دارم
بر سر ز سخات طيلسان سازم
ايرا که ز تست بر تنم جامه
در
جامه هم از تو سو زيان سازم
در
خانه به بندگيت بنشينم
وز دانش باغ غيب دان سازم
زبان و ديده فضل و فضاحتيم همه
چو ديده و چو زبان
در
ميان زندانيم
هزاردستان گشتيم
در
روايت شعر
از آن ز خلق جهان چون هزار دستانيم
اگر ز خاک نگشته ست خوب صورت ما
شگفت نيست از آن
در
ميان ديوانيم
بخاصه ناصر مسعود شمس نادر دهر
که ما به يکجا
در
مهر چون تن و جانيم
عجب نداريم از روزگار خويش که ما
نه چون دگر کس
در
نعمت فراوانيم
مرا ز سودا دل
در
هزار گونه هوس
به کار خويش فرومانده عاجز و حيران
سزد که نام من اين نامدار ثبت کني؟
به ملک غفلت
در
متن دفتر نيسان
هميشه بادي
در
ملک بي کرانه عزيز
هميشه بادي از بخت جاودان شادان
موجود شد ز کوشش تو
در
شاهوار
معلوم شد ز بخشش تو گنج شايگان
از زخم گام باره تو
در
صميم دي
بر کوه لاله رسته و بر دشت ضيمران
تا فتح جنگوان تو
در
داستان فرود
گم شد حديث رستم دستان ز داستان
شمشير آبدار تو
در
چين فکند زود
فرشي و سايباني از آتش و دخان
در
هر تني پراکند آن پرنيان پرند
خاکي کزو نرويد جز دار پرنيان
صفحه قبل
1
...
4560
4561
4562
4563
4564
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن