167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ديوان مسعود سعد سلمان

  • در آرزوي آنم کز ملک وضعيتي
    آرد به ربع برزگرم ده قفيز گال
  • جز در مدايح تو نخيزد مرا سخن
    جز بر مواهب تو نباشد مرا سؤال
  • روزي خلق گيتي اندر نوال تست
    پاينده باد شاها در گيتي اين نوال
  • هماي نصرت زي دولت تو گشت روان
    عقاب خذلان در دشمن تو زد چنگال
  • بقاي دولت عالي که در جهان شرف
    به باغ ملک چو خسرو ملک نشاند نهال
  • چنان درآيد در قبضه تو ملک جهان
    چنان که قيصر و کسري شوند از عمال
  • هميشه تا به چمن سرو نازد و بالد
    چو سرو در چمن مملکت بناز و ببال
  • اگر نبودي در گوش طبع و خاطر من
    شکوه فضل تو هنگام نظم لاتعجل
  • در آن همي نگرم کآفريدگار جهان
    بداشت صورت بر جاي و روح کرد بدل
  • چشمم مسيل بود ز اشکم شب دراز
    مردم درو نخفت و نخسبند در مسيل
  • اين ديده گر به لؤلؤ را دست در جهان
    با او چرا بخوابي باشد فلک بخيل
  • روز از وصال هجر درآبم بود مقام
    شب از فراق وصل در آتش کنم مقيل
  • او را شناسم از همه خوبان اگر فلک
    در آتشم نهد که نيارم بر او بديل
  • بر مرکب هواي تو در راه اشتياق
    سوي تو بر دو ديده روشن کنم رحيل
  • هرگز به چشم خفت در من مکن نگاه
    ور چند بر دو پايم بنديست بس ثقيل
  • در و گوهر مرا نيايد کم
    کز هنر بحر و از گهر کانم
  • چرخ هر چند جور کرد به من
    در زيادت نکرد نقصانم
  • بادي از عمر در تن آساني
    که من از عمر تو تن آسانم
  • هر خدمتي که در وي تقصير کرده ام
    ماننده نماز فريضه قضا کنم
  • از خواندن مديح توام چشم روشنست
    گويي که در دوات همي توتيا کنم
  • همي نگردد جز بر مراد او افلاک
    همي نباشد جز در رضاي او ايام
  • مخالفش را اندر کشد اجل به دهن
    چو تيغ تيز که در حمله برکشد ز نيام
  • ز بخت و دولت بر پيشگاه ملک نشين
    ز قدر و رتبت در بوستان ملک خرام
  • بر سمت فضا سست نهد پاي امل پي
    در دشت بلا سخت کند دست اجل دام
  • در فکرت اعمال هنر همدل اسرار
    بر ساحت ميدان خرد هم تگ اوهام