نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
که چون برگرفتمش بارد همي
ز منقار پر قار
در
و گهر
همه لفظ او امر و نهي و هنوز
خورد شير و خسبد به گهواره
در
در
کان ز شرم چشمه ياقوت سرخ شد
وين خرده ايست نيکو خاطر بر اين گمار
در
سهم و ترس مانده چو گاوان ز شرزه شير
شيران کارزاري از آن گرز گاوسار
در
پيش تخت مملکت تو به طوع و طبع
سجده کند جلالت هر روز چند بار
مداح نيکم و گنهم نيست بيش ازين
در
بند بنده را ملکا بيش ازين مدار
مگذار زينهار چو
در
زينهار تست
جان مرا بدين فلک زينهار خوار
گوهر تو
در
آفرينش هست
برتر و پاک تر ز هر گوهر
در
سرشت تو مهر باشد و کين
خلق را از تو خير زايد و شر
خويشتن جمله
در
تو پيوستم
راست گويم همي به حق بنگر
هيچ انده مخور که دولت تو
سازد اسباب تو همي
در
خور
که شد آب حيات جان افزا
بر کف تو نبيند
در
ساغر
باد بنگر که
در
نوشت از باغ
بيرم چين و ديبه ششتر
خشک شد سيب لعل را همه خون
در
تن از بيم باد چون نشتر
در
آفتاب اگر تاب و قوتي بودي
سياه روي نگشتي ز جرم قرص قمر
بدانکه ما را
در
نظم دست نيک افتاد
ز خود به جنگ چرا ساختيم رستم زر
ز صبر جوشن پوش و نبرد مردان کن
ز بأس مرکب ساز و مصاف گردان
در
عميد مطلق طاهر که سروران هرگز
نديده اند چو او
در
زمانه يک سرور
بزرگواري دريادلي که
در
بخشش
به پيش جودش دريا کم آيد از فرغر
تو نو گرفتي
در
حبس و بند معذوري
اگر بترسي ازين بند و بشگهي ز خطر
منم که عشري از عمر شوم من نگذشت
مگر به محنت و
در
محنتم هنوز ايدر
نوان و سست شده رويم از طپانچه کبود
در
آب ديده نمانم مگر به نيلوفر
بسان آذر و ماني بتگر و نقاش
بلا و محنت بينم همي به زندان
در
زمانه را پسري
در
هنر زمن به نبست
چرا نهان کندم همچو بد هنر دختر
توزان که لختي محنت کشيده اي
در
حبس
بدين که گفتم دانم که داريم باور
صفحه قبل
1
...
4539
4540
4541
4542
4543
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن