نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
طبع
در
گرد وهم تو نرسد
گر همه بر قضا سوار شود
در
فراق تو هر زمان تن من
از بس انديشه بي قرار شود
چند باشم
در
انتظار و هوس
که مگر بخت سازگار شود
اين بتر باشدم که راحت عمر
در
سر رنج انتظار شود
نبود پاي او ز
در
و گهر
چونش بر دست او گذر باشد
اي بزرگي که هيچ ممکن نيست
که چو تو
در
جهان دگر باشد
تا ببارد چو ابر
در
کف تو
شاخ جودت که پرگهر باشد
آتشي گشت کين تو نه عجب
اگر ازو خلق
در
حذر باشد
اگر خلندم
در
ديده نيست هيچ شگفت
که تيره شب را بر فرق قوس پيکانند
زمانه بد هر جا که فتنه اي باشد
چو نو عروسش
در
چشم من بيارايد
ز سستي مرا آن پديد آمده ست
درين مه که هرگز
در
آن مه نبود
در
آن جا هم افکند گردون دون
که از ژرفي آن چاه را ته نبود
بسا شب که
در
حبس بر من گذشت
که بيناي آن شب جز اکمه نبود
که او آب و باد مرا
در
جهان
همه ساله جز خاک و جز که نبود
وان آتش سوزنده مرا گشت که دوزخ
در
خواب بديدم به دو چشمم شرر آمد
بس زود برآمد ز فلک کوکب سعدم
چه سود که
در
وقت فرو شد چو برآمد
زان ديده چون نرگس چون ديده نرگس
در
ديده تاريک پر آبم سهر آمد
در
جهان بر هر جهانگيري ز تو
هر مثالي لشکري جرار باد
دست و بازوي تو را
در
کارزار
فر و زور حيدر کرار باد
بر فرق بدسگال تو گردد عبير خاک
در
کام نيک خواه تو حنظل شکر شود
در
پيش چشم دولت تو تيغ هاي تو
آيينه هاي نصرت و فتح و ظفر شود
چون خنجر زدوده شود کاردين و ملک
چون خنجر تو
در
کف تو کارگر شود
شير و گوزن ساخته
در
بزم تو به هم
وين تا کسي نبيند کي معتبر شود
شهي که زنده شد از دولتش هزار هنر
که
در
جلالت و دولت هزار سال زياد
چه روز بود که
در
بوته سياست او
عيار ملک بپالود خنجر پولاد
صفحه قبل
1
...
4536
4537
4538
4539
4540
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن