نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
آن زهره بود چرخ را که
در
غم
زينگونه مرا بي قرار دارد
ني يار نخوانمش
در
اين مدح
زيرا که ز توفيق يار دارد
در
صف شقاوت سپاه انده
با جان و تنم کارزار دارد
سفله است بسي جان من که چندين
در
تن بکشد رنج و برنيايد
گر
در
دل تو خرد مي نمايم
خردست دلت جز چنين نشايد
پير شدن
در
دم دولت همي
محنت ناگاه به من باز خورد
همه ترکيب عمرش
در
فنا يافت
همه بنياد سودش بر زيان ديد
سبک
در
بوته زد مسکين تنم دست
که بر گردن گنه بار گران ديد
صد
در
افزون زدم به دست هنر
که به من بر فلک يکي نگشاد
در
زمان گردد آتش و انگشت
گر بگيرم به کف گل و شمشاد
کز نهيبش همي قضا و بلا
بر
در
او گذشت کم يارد
چشم ازو نگسلم که
در
تنگي
به دلم نيک نسبتي دارد
اين جهان را به نظم شاخ زند
هر چه
در
باغ طبع من کارد
منحني مي شود فلک پس از آن
کز
در
او گردش رحا باشد
گر چنين پادشا که هست امروز
در
جهان هيچ پادشا باشد
ور چو تو مرد هيچ دولت را
نيز
در
دانش و دها باشد
به خداي ار مرا
در
اين زندان
جز يکي پاره بوريا باشد
مر مرا گويي از گراني بند
پاي
در
سنگ آسيا باشد
مانده ايشان به درد و من
در
رنج
اين همه هر دو از قضا باشد
ور کنم شغل هيچ کس پس از اين
گردنم
در
خور قفا باشد
گر چنين است پس بود
در
خور
بند شاعر چو او بغا باشد
مدحت من شنو که مدحت من
رشته
در
بي بها باشد
من که
در
خور ثناي شاه کنم
چون من اندر جهان کجا باشد
بنده بودت به طبع و خواهد بود
در
جهان هر که بود يا باشد
بر همه کارها و نهمت ها
چرخ گردنده
در
ضمان تو باد
صفحه قبل
1
...
4534
4535
4536
4537
4538
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن