نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
ديوان مسعود سعد سلمان
بدهاي روزگار چه مي بشمري همي
چون نيک هاي او بر تو
در
شمار نيست
در
دل از تف سينه صاعقه ايست
بر تن از آب ديده طوفانيست
روز
در
چشم من چو اهرمني ست
بند بر پاي من چو ثعبانيست
گر چه
در
دل خليده اندوهي است
ور چه بر تن دريده خلقانيست
سخن تندرست خواه از من
گر چه جان
در
ميان بحرانيست
هر کسي را به نيک و بد يک چند
در
جهان نوبتي و دورانيست
اين تن آسوده بر سر گنجيست
وان دل آزرده
در
دم نانيست
تو يقين دان که کارهاي فلک
در
دل روز و شب چو پنهانيست
آورد نوبهار بتان را و هيچ بت
مانند تو به خوبي
در
نوبهار نيست
اي قندهار گشته ز تو جايگاه تو
والله که لعبتي چو تو
در
قندهار نيست
در
عدل مي چميم که عدل اختيار کرد
شاهي که از ملوک جز او اختيار نيست
سلطان يمين دولت بهرام شاه کوست
شاهي که
در
زمانه ز شاهانش يار نيست
تا استوار ديد تو را
در
مصاف رزم
بر جان و عمر دشمن تو استوار نيست
تابنده آفتاب کند روي
در
حجاب
روزي که بندگان تو گويند بار نيست
بر تخت ملک بادي تا حشر تاجدار
کامروز
در
زمانه چو تو تاجدار نيست
همه فرمان تو مقبول و همه امر تو جزم
اين توانايي
در
مملکت امروز توراست
شاه مسعود براهيم که
در
ملک جهان
خسرو نافذ حکم و ملک کام رواست
از شرف ذات تو بيخيست کزو شاخ علوست
در
کرم طبع تو شاخيست کزو بار سخاست
وآنکه دعوي کند و گويد
در
کل جهان
از جوانمردان چون طاهر يک مرد کجاست
از بزرگان هنر
در
همه انواع منم
گرچه امروز مرا نام ز جمع شعراست
قافيت هايي طنان که مرا حاصل شد
همه بر بستم
در
مدح کنون وقت دعاست
در
ازل چون دفتر شاهي قضا تقدير کرد
فر خجسته ذکر نام او سر دفتر گرفت
هر که روزي
در
بساط خرمش بنهاد پا
دست او از بخت شاخ سبز بارآور گرفت
شاه را مانست روز رزم
در
تف نبرد
اندر آن ساعت که حيدر قلعه خيبر گرفت
بود حيدر
در
مضاء حمله چون شاه جهان
تا به مردي اين جهان آوازه حيدر گرفت
صفحه قبل
1
...
4530
4531
4532
4533
4534
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن