167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان محتشم کاشاني

  • همتت لعل و زمرد در کنار سائلان
    آن چنان ريزد که پيش سائلان مشت عدس
  • روز کين از پردلي گردان نصرت جوي شد
    مرغ روح از شوق جانبازي نگنجد در قفس
  • آن که زير پاي موري رفته در راهت نمرد
    دايه از جاه سليماني فزونتر يافته
  • بر سپهر دولت آن نجمي که روشن گشته است
    صد چراغ از پرتوت در دودمان مصطفي
  • در رياض عصمت آن نخلي که از پيوند توست
    ميوه هاي جنت اندر بوستان مصطفي
  • سايه تيغت که پهلو مي زند در ساق عرش
    ز افتاب فتنه آمد سايبان مصطفي
  • گر نباشد حرمت شان نبوت در ميان
    فرق نتوان کرد شانت را ز شان مصطفي
  • اين گمان دارم ولي کز دولت مداحيت
    هست نام علي در خاندان مصطفي
  • در رکوع انگشتري دادي به سايل گشته است
    مهر منشور سخايت يا اميرالمؤمنين
  • گشته تسبيح ملک آهسته هر گه در نماز
    بوده رازي با خدايت يا اميرالمؤمنين
  • روز رزم افکند در سرپنجه خورشيد راي
    پنجه ماه لوايت يا اميرالمؤمنين
  • يافت از دست ولايت فتح بر فتح ديگر
    دست در حبل ولايت يا اميرالمؤمنين
  • جان در آن حالت که از تن مي برد پيوند هست
    آرزومند لقايت يا اميرالمؤمنين
  • آن ستون کز پشتي اوقايمندار کان عرش
    در حريم کبريا رکني ز ارکان شماست
  • اژدهايي کز عدو گنج بقا دارد نهان
    چون عصا در دست موسي چوب دربان شماست
  • پيکرت گنج نجف نورت در گردون شرف
    مرغ روحت از شرف عنقاي قاف احترام
  • دين پناها پادشاها ملک دين را بيش ازين
    مي تواني داد در تاييد حق نظم نظام
  • راست گويم هست از دست مخالف در عراق
    بر بزرگان حسيني مذهب آسايش حرام
  • وقت تحرير گناه دوستان او عجب
    گر بجنبد خامه در دست کرام الکاتبين
  • طول ايام شفاعت کم نبود اما خدا
    بيشتر کار گنه کاران در ايام تو ساخت
  • جاي آن کافر که در ميزان نهندش حب تو
    دوزخي باشد که باشد هم ترازوي بهشت
  • گر نباشد در کفت جام سقهيم ربهم
    هيچ کس لب تر نسازد بر لب جوي بهشت
  • رحمتت گر دل بجا بنداري دوزخ نهد
    در دل افروزي زند پهلو به پهلوي بهشت
  • سکه حکمت نمايان تر زدند از سکه ها
    داورت چون داد در ملک ولايت داوري
  • در ره دين علم منصور گشت آخر که يافت
    منصب حکم نبوت بر امامت برتري