نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان محتشم کاشاني
هلاک محتشم از زيستن به هست اما
اجل مضايقه اي مي کند
در
آن چکنم
گلي که بي تو بپوشد لباس رعنائي
ز دست حادثه اش چاک
در
گريبان باد
درين بهار اگر سبزه از زمين بدمد
چو خط سبز تو
در
زير خاک پنهان باد
زلال رحمت حق تا بود بخلد روان
روان پاک تو
در
جنت العلا بادا
در
آفتاب غمم گرچه سوختي جانت
به سايه علم سبز مصطفي بادا
که اي شراب اجل کرده
در
جواني نوش
بيا و از کف حورا مي طهور بنوش
هرکجا گنجي که گنجور وجودش پاس داشت
شد به خاک تيره يکسان
در
خراب آباد تو
زبده ناموسيان دهر خان پرور که زد
در
ازل پروردگارش سکه عصمت به نام
در
گلستان چون نسيم از سنبل افشاند غبار
از نسيم جعد مشگ افشان من ياد آوريد
چشم نرگس چون شود
در
فتنه سازي بي حجاب
از حجاب نرگس فتان من ياد آوريد
سرو چون نازد به خوبي
در
بهارستان ناز
از سهي سرو نگارستان من ياد آوريد
رفتي و آويخت آن دلها به موئي روزگار
کز قبايل
در
خم موي دلاويز تو بود
رستخيزي کز قيامتش صد قيامت بيش خاست
در
دم آخر وداع وحشت انگيز تو بود
وانکه گردش صد پرستار از قبايل بيش بود
ماند
در
زندان محرومي تن تنها دريغ
تا که
در
نازک مزاجيهاي جان سوزش کند
سازگاري با مزاج و همرهي با خوي او
تا که وقت تندخوئي چاره سازيها کند
در
تسلي کاري خوي بهانه جوي او
از مصيبت گريه بر پير و جوان مي افکند
ديدن طفلان ديگر شاد
در
پهلوي او
واي کز سنگيني بار سر اندوه گشت
سوده
در
عهد طفوليت سر زانوي او
در
مزارستان عام از پرتو همسايگي
جسم پرنورش چراغ صد هزاران گور باد
کلک رحمت هر تحرک کز پي غفران کند
آيتي از مغفرت
در
شان او مسطور باد
اينک مرقد انور که صندوق فلک
پيش او با صد هزاران
در
و گوهر بي بهاست
اينک خفته
در
خون گلبن باغ بتول
کز شکست او چو گل پيراهن حور اقباست
اين حبيب ساقي کوثر وصي بي سراست
کز عروس روزگارش زهر
در
جام بقاست
اين سرافراز بلنداختر که
در
خون خفته است
نايب شاه ولايت تاج فرق اولياست
اين
در
رخشنده گوهر کاين مقامش مخزنست
درة التاج شه دين تاجدار هل اتاست
صفحه قبل
1
...
4518
4519
4520
4521
4522
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن