نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان محتشم کاشاني
هر زمان ميشد چو از دست اجل
پيکري
در
خاک چون سرو سهي
در
صفحه رخش بود رنگ صلاح ظاهر
وز مطلع جبينش نور فلاح پيدا
مسيحا دمي کز دمش روح رفته
شدي باز
در
پيکر مرغ بسمل
افاضل پناهي که
در
سايه او
شدي کمترين ذره خورشيد کامل
آن که شدش
در
صغر سن ز فيض
کشور تجويد مسخر تمام
چون خواجه امير آن مه خورشيد نظير
در
ميغ فنا کرد نهان روي منبر
زدي بي محل چنگ
در
حبيب عمرش
دريدي ز سنگين دلي تا به دامان
در
آن ماتم از دست غم چاک شد
لباس سکون بر تن روزگار
شود تا دو تاريخ يکسان عدد
در
آحاد اخوات آن آشکار
نموديم اين دو
در
وقف از ره صدق
برين مسجد که نورش رفته تا سقف
چو تاريخش طلب کردند گفتم
برين مسجد نموديم اين دو
در
وقت
آن که
در
شعر و معما روز و شب
مي ستودش دهر مخفي و صريح
اي مهر سپهر پادشاهي
در
ظل تو ماه تا به ماهي
اي
در
حق منقبت سرايان
احسان تو را نه حد نه پايان
صد طايفه هفت بند گفتند
وان
در
به هزار نوع سفتند
داند که کمينه چاکر او
چاکر نه که سگ
در
او
در
تن رمقي هنوز تا هست
درياب و گرنه رفتم از دست
زبان هرکه مي جنبيد
در
کام
به سامع نکته اي مي کرد اعلام
يکي زان حرفهاي راست تعبير
قلم مي آورد
در
سلک تحرير
درو وحشت به دامن پا کشيده
ز راحت آب
در
جو آرميده
چه ملکي را ز نو دارالامان کرد
چه جاني
در
تن خلق جهان کرد
مرا دل بود از بهر تو
در
بند
مرا جان بود با جان تو پيوند
که آن حالت که شاه جر و بر داشت
مرا
در
آب و آتش بيشتر داشت
کسي
در
فکر درويشان جز او نيست
خبر دار از دل ايشان جز او نيست
نه تنها هاتف اين افسانه مي گفت
که اين
در
هرکه درکي داشت ميسفت
صفحه قبل
1
...
4514
4515
4516
4517
4518
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن