نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان محتشم کاشاني
دارد فلک هوس که نهد پرده هاي چشم
در
زير پاي خامه رعنا خرام تو
وز اخذ نقدکان طبيعت نهان و فاش
در
گردن ملوک کلام است وام تو
آن کامکار را نظري هست غالبا
در
انتظار گفته سحر التزام تو
وز بهر حبس شخص تمنا زد از جفا
قفل سکوت بر
در
درج کلام تو
بگشا زبان و جايزه مدح خود به خواه
گو ثبت
در
کتاب طمع باش نام تو
صد نقص هست
در
طمع اما نمي رسد
نقصي ازين طمع به عيار تمام تو
پوشيده دار آن چه کشيدي که عنقريب
کوشيده
در
حصول مراد و مرام تو
اي شهسوار عرصه همت که مي کشند
در
راه جود غاشيه ات حاتمان به دوش
در
جنب همت تو کريمان ديگرند
گندم نماي روکش قلاب جو فروش
اي جوان بخت مدبر که
در
اصلاح امور
خرد پير ز تدبير تو شرمنده شود
در
روا کردن حاجات شتابي داري
کز تو امسال روا حاجت آينده شود
سرورا
در
دلم از قلبي بد سودايان
هست خاري که به لطف تو مگر کنده شود
در
صفاهان زري از من شده افشانده به خاک
همچو آن مرده که اجزاش پراکنده شود
نام مبلغ نبرم کز من کم همت اگر
بشنود همت والاي تو
در
خنده شود
به مسيحائيت اقرار کنم
در
همه کار
اگر از سعي تو اين مرده من زنده شود
دست صد پيل ساز بسته به چوب
تيغ او
در
دو نيمه کردن خود
در
هر ملک را که حادثه بست
او به مفتاح تيغ تيز گشود
حاصل آن خان کامران که سزاست
در
اميري به خسرويش ستود
در
زماني که محتشم مي کرد
قلم اندر ثنايش غاليه سود
در
محلي که برنمي آمد
هفته هفته ز مطبخ او دود
وان قدر زر نداشت
در
کيسه
که گدائي شود بدان خوشنود
داشت اما قراضه اي
در
قم
که نه معدوم بود و نه موجود
ليک
در
وجه نقد و نسيه چو هست
آن قدر فرق کز زيان تا سود
هر دو بستند دل
در
آن مبلغ
که خداوند وعده مي فرمود
حاليا بر
در
سراي فقير
که به دو دولت است قيراندود
صفحه قبل
1
...
4512
4513
4514
4515
4516
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن