167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان محتشم کاشاني

  • در بحر صلاح روحي بيک
    که چه او صالحي زمانه نديد
  • آن چه او گفت در طريق حساب
    بود تاريخ فوت مير همان
  • از جهان چون رفت بادا در جنان
    خرم و دلشاد با آل علي
  • اي جهان را از تو در گوش اميد
    استمالت هاي عام شامله
  • صد چنين در بطنش اندر پرورش
    يا هليله نامشان يا آمله
  • در زمان چون تو سلطاني که اخراجات من
    بي تعلل مي دهد از مخزن احسان خويش
  • که در گرفتن زر آن حرامي ناکس
    به هيچ کس متوسل مشو که سلطان داد
  • هزار خيل خريدار گرم سودا را
    بر متاع خود از چرخ در سجود آرند
  • روز هم خواهشم اين بوده که در هيچ محل
    نگذارد صمد چاره برت بيچاره
  • در ثناي تو هم از ياوري طبع بلند
    رانده ام بر سر سياره و ثابت باره
  • اي عطا پيشه که درياي سخا و کرمت
    در تلاطم همه گوهر به کنار اندازد
  • به خدايي که داشت ارزاني
    به تو در ملک خود سليماني
  • به حملش ز در دور کردي چنان
    که شرمنده برتافت روزان حريم
  • وي خديو صبر فرمايان که مي بايد تو را
    بينوائي بر در از ايوب صبر اندوزتر
  • در بناي مستقيم الجود ميريزد مدام
    از ني کلکت شکر همچون نبات از نيشکر
  • از براي او به جاي زر فرستادي نبات
    تا زبانش ديرتر در جنبش آمد بهر زر
  • که به حکمت در انجمن سازد
    غرق درياي انفعالم از آن
  • من که چون خسته عرق کرده
    يافت در دم به يک نفس درمان
  • بر روي فرش اغبري مستدير سقف
    در زير چرخ چنبري لاجورد فام
  • با آن که در کفايت آن سعي ها نمود
    نواب آفتاب لقاي فلک مقام
  • با آن که دوستان مدبر در آن مهم
    دادند داد کوشش و امداد و اهتمام
  • جوهرشناسي آخر از ايشان که در سخن
    اعجاز مي نمود بگيرائي کلام
  • بر خلق واجبست که در مدح او کنند
    منعم به سيدالوزرا اشرف الانام
  • جغدي که در خرابه ادبار خانه داشت
    دارد سر تو طن ديوار بام تو
  • مشکل اگر بهم رسد اسباب صحتش
    زخم کهن جراحت در التيام تو