نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان محتشم کاشاني
تا محتشم بر اسب فصاحت نهاد زين
افکند
در
بساط سوار و پياده شور
تا شده اي گل به تو اغيار يار
در
دلم افزون شده صد خار خار
در
چمن از عشق تو گل سينه چاک
بر فلک از مهر تو مه داغدار
اي دل ز جامروز جفايش که
در
وفاست
ورزيدن تحمل و حلم و ثبات فرض
در
وي مبين دلير که ارباب عقل را
ضيط دل است لازم و حفظ حيات فرض
غم تو يافته چندان رواج
در
عالم
که از زمانه برافتاده است نام نشاط
در
انجمن که نباشد مغني گل رخ
ز صوت فاخته و نغمه هزار چه حظ
چه جائيست کوي تو کانجا مدام
ز
در
سنگ بارد ز ديوار تيغ
شده چشم مست تو خنجر گذار
تو
در
دست اين مست مگذار تيغ
بقا سر بجيب فنا
در
کشد
اگر برکشد آن ستمکار تيغ
دهد اگرچه برون
در
بي شمار صدف
تو آن دري که برون نايد از هزار صدف
عجب که تا به قيامت محيط هستي را
گران شود به چنين
در
شاهوار صدف
توان گرفت بزر ز احترام گوشي را
که
در
راز تو را باشد اي نگار صدف
شدست معتبر از خلعت تو مادر دهر
بلي ز پرتو
در
دارد اعتبار صدف
به عهد محتشم از عقد نظم گوش جهان
چنان پر است که از
در
شاهوار صدف
در
حلقه فتراک تو دايم دل بريان
آويخته چون مرغ کبابيست معلق
در
سينه دل زير و زبر گشته ز خويت
لرزنده تر از قطره آبيست معلق
دل کز طمع لعل تو افتاده
در
آن زلف
آويخته مرغي ز طنابيست معلق
از هر مژه محتشم اي گوهر سيراب
از بهر نثارت
در
نابيست معلق
سر بلندم ميکني گويا که مي بينم ز دور
ارتفاع کوکب دولت
در
اسطرلاب دل
محتشم مي جست عمري
در
جهان راه صواب
سالک راه تو گشت آخر به استصواب دل
در
آرزوست مه خرگهي که بر گردون
منور از تو کند خانه مدور دل
لب اميد بلبيک محتشم بگشا
که يار بر سر لطفست و مي زند
در
دل
نقد نيازم نزد بر محک امتحان
در
نظر درک او بس که زبون آمدم
محتشم اين
در
نبود جاي چو من ناکسي
ليک چو تقدير بود راهنمون آمدم
صفحه قبل
1
...
4483
4484
4485
4486
4487
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن