نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان محتشم کاشاني
ساقيا بر ساحل غم مانده ام وقتست اگر
کشيت ساغر روان
در
قلزم مي ميکني
سنبل از تاب جمالت مي نشيند
در
عرق
زلف را هرگه نقاب روي پر خوي ميکني
آهوان
در
پايت اي مجنون از آن سر مي نهند
کاشنائي با سگ ليلي پياپي ميکني
آن که هرگز نزد از شرم
در
معشوقي
امشب افکند به سويم نظر معشوقي
امشب از پاي فتادم که پياپي مي کرد
در
دل من گذر از رهگذر معشوقي
امشب از من حرکت رفت که بيش از همه شب
يافتم
در
حرکاتش اثر معشوقي
متاع قرار و سکون
در
دل ما
درين عهد اکسير و عنقاست گوئي
هنوزت ز کين صورت خشم پنهان
در
آيينه چهره پيداست گوئي
سواد خط مژه ام زان فراق نامه سترد
که
در
وداع بنامم گذاشتي رفتي
به غير حسرت و مردن بري نداد آن تخم
که
در
زمين دل خسته کاشتي رفتي
لواي هجر که يک چند بود افکنده
تو
در
شکست غمش برفراشتي رفتي
دگر به زيستن محتشم اميد مدار
چنين که
در
تب مرگش گذاشتي رفتي
تفاوت ارچه شد پيدا که
در
خيل هواداران
يکي را کاستي حرمت يکي را محترم کردي
نرگس چشمت اي گل مي فکند دمادم
در
دل چاک چاکم اي مژه خارخاري
شکرستان جمال تو چنان مي خواهم
که
در
آنجا مگسي را نبود گنجائي
محتشم
در
صفت آري به شکر ريزي تو
طوطي نيست درين نه قفس مينائي
اختيار کشتنم دادي به دست مدعي
در
هلاک خويشتن بي اختيارم ساختي
شرمت از مهر و وفاي من نبودت اي دريغ
کز جفا
در
پيش مردم شرمساري ساختي
دم بسمل شدن
در
قبله بايد روي قرباني
مگردان روي از من تا ز قربان رونگرداني
دم خون ريختن از ديدن رويت مکن منعم
که کس
در
حالت بسمل نبندد چشم قرباني
ندارم
در
شب هجران درون کلبه احزان
به غير از ناله دم سازي وراي گريه دلسوزي
اين است که
در
جهان به صدرنگ
گرديده خزان بهارم از وي
در
زير قباش آن بدن بين
اينست که زير بارم از وي
آن درج عقيق بين مي آلود
اينست که
در
خمارم از وي
جوشن
در
صبر است شکيبنده دلان را
رخساره چون پنجه ماهي که تو داري
صفحه قبل
1
...
4481
4482
4483
4484
4485
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن