نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان محتشم کاشاني
سروي است
در
برم که براندام نازنين
ماند نشان ز بند قبا چست بستنش
به نوگلي نگرانم که مي دمد چو گياه
کرشمه از
در
و ديوار گلشن کويش
دو جهان گشته به حسني که اکر
در
عرصات
به همان حسن درآيد گذرند از گنهش
مه جبيني ز زمين خاسته کز قوت حسن
پنجه
در
پنجه خورشيد فکند است مهش
ضبط بيتابي خود کرده ولي
در
حرکت
پيرهن زان تن و اندام و قبازان برو دوش
خمار رفته ز سر تازه نشاء از مي تلخ
اثر ز تلخي مي
در
لبان شهدفروش
چو شاخ گل شده کج
در
ميان خانه زين
اتاغه از سر دستار ميل سر دوش
سرشک کرده هم آغوش کامکاران را
قباي ترک که تنگش کشيده
در
آغوش
هرتار که
در
طره عنبر شکستنش
پيوند نهالي برگ جان من استش
مي سوزدم از آرزوي رنگي و بوئي
با آن که گل و لاله چمن
در
چمنستش
هست از ورق شرم و حيا دست خودش نيز
زان جوهر جان دور که
در
پيرهنستش
گفتم که
در
آن تنگ شکر جاي سخن نيست
رنجيد همانا که درين هم سخن استش
هر بنده که گرديده بر آن
در
ادب آموز
اهليت سلطاني صد انجمنستش
سحر به کوچه بيگانه اي فتادم دوش
فتاد ناگهم آواز آشنا
در
گوش
چنان به تنگ من از سرخوشي درآمد تنگ
که گوئي آمده تنگم گرفته
در
آغوش
محتشم حرص تو ظاهر شده
در
ديدن او
که به خونت شده آن غمزه خونخوار حريص
محتشم
در
عاشقي بدنام شد پاکش بسوز
تا شوي از ننگ آن رسواي تر دامن خلاص
باز
در
نرد محبت غلطي باخته اي
اي غلط باز ازين مغلطها چيست غرض
تا
در
وجود آمدي اي کعبه مراد
شد سجده تو بر همه کس چون نماز فرض
در
وفاي خود و بدعهدي من گرچه رقيب
خورد سوگند به جان تو غلط بود غلط
محتشم
در
طلبش آن همه شب زنده که داشت
چشم سياره فشان تو غلط بود غلط
بي روي تو
در
چمن ندارند
از صحبت هم گل و سمن حظ
در
مهد که دايه ساقيش بود
مي کرد از آن لبان لبن حظ
پر زلزله شد جهان و دارد
زان زلزله
در
جهان فکن حظ
در
ذوق کم ز خوردن آب حيات نيست
خوردن ز دست آن مه مشکين نقاب تيغ
صفحه قبل
1
...
4472
4473
4474
4475
4476
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن