167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان محتشم کاشاني

  • بر کوهکن ز رتبه مقدم نوشته اند
    نام بلا کشان تو در دفتر بلا
  • چو افکنده ببيند در خون تنم را
    کنيد آفرين ترک صيد افکنم را
  • مالک المک شوم چون ز جنون هامون را
    در روش غاشيه بردوش نهم مجنون را
  • گر تصرف نکند عشوه خوبان در دل
    چه اثر عارض گلگون و قد موزون را
  • به يک نگاه مرا گرم شوق ساخت ولي
    در انتظار نگاه دگر گداخت مرا
  • ز سفته گوهري بگسسته ام سر رشته صحبت
    در ناسفته گوهر نثاري کرده ام پيدا
  • در من فکند ديدن او لرزه واي اگر
    داند که چيست واسطه اضطراب را
  • سيه ابريست چشمم در هواي هاله خطش
    علامتهاي پيدا گشتن باران درو پيدا
  • به صد انديشه افکند امشبم آن تيز ديدنها
    در اثناي نگاه تيز تيز آن لب گزيدنها
  • صد ميل آتشين به گناه نگاه گرم
    در ديده تيز بين نظري ميکشد مرا
  • دلم ازسينه خواهد جست بيرون محتشم تا کي
    بود تاب نشستن در دل آتش سپندي را
  • بنشين در حرم خاص دل اي دوست که من
    دور دارم ز رخت ديده نامحرم را
  • به دستياري ما نايد آن مسيح نفس
    اگر بود يد بيضا در آستين ما را
  • بيار پيک نظر محتشم نهفته فرست
    که قاطعان طريقند در کمين ما را
  • نمودي يک وفا داديم پيشت داد جانبازي
    بي او امتحاني نيز در بيداد کن ما را
  • هزار سلسله مو در پيت به خاک افتد
    چو برقفا فکني موي عنبر آسا را
  • در دل خاک از غمت آهي اگر برآورم
    شعله آتشي کنم لوح مزار خويش را
  • بر رخ پر عرق مکش سنبل نيم تاب را
    در ظلمات گم مکن چشمه آفتاب را
  • عجب گيرنده راهي بود در عاشق ربائيها
    نگاه آشناي يار پيش از آشنائيها
  • در و ديوار معبدهاست از حرف ظهور او
    که خواهد شد به رسوائي بدل آن نارسائيها
  • از خدا بهر تو خواهم صد بلا اما اگر
    در بلائي بينمت گردم بلاگردان تو را
  • زمين در جنبش آيد محتشم از اضطراب من
    هواي جلوه چون جنبش دهد نخل بلندش را
  • بزم پر فتنه از آن طرز نگاهست امشب
    فتنه در خانه آن چشم سياهست امشب
  • مي رسد يار کشان دامن و در بزم خروش
    که آستان روب گدا دامن شاهست امشب
  • در آغوش خيالش جان غم فرسوده را با او
    حجاب اندر ميان نازکتر از پيراهنست امشب