167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • در دل از بهر عارض و لب او
    بوس ها مي کنم همي تعيين
  • در دل وراي اين چنين دارد
    ياد و مهر جناب شمس الدين
  • در سايه بيد بيدلان بيني
    سر خوش ز خمار باده نوشين
  • چون چشمه طبع من روان شد باز
    آبي که فسرده بود در تشرين
  • اين قرعه به نام ما بر آور هان
    اين جرعه به کام ما در آور هين
  • با چهر چو گل اگر چمي در باغ
    نرمک نرمک حذر کن از گلچين
  • لفظي که نه در مديح او باشد
    بر سر کشدش قضا خط ترقين
  • مدحش سبب نجات و غفرانست
    چون در شب جمعه سوره يس
  • هر مايه که بود آفرينش را
    در ذات تو گشته از ازل تضمين
  • آن را که ثناي حضرتت گويد
    جبريل در آسمان کند تحسين
  • بحري که به خشم بنگري در وي
    زو شعله برآر آذر برزين
  • در رحمت آبي از تواضع خاک
    زيرا که مخمري ز آب و طين
  • يک آسمان کواکب هردم چکد ز ابر
    مانا سپهر هشتم دارد در آستين
  • بربسته مرغ زير و بم چنگ در گلو
    بي اهتمام باربد و سعي رامتين
  • آن باژگونه گنج روان بين که در هوا
    آبستنست چون صدف از گوهر ثمين
  • بودم درين خيال که ناگه ز در رسيد
    آن سرو ناز پرورم آن شوخ نازنين
  • برگرد خرمن سمنش خوشه هاي زلف
    گفتي که زنگيانند در روم خوشه چين
  • هر نظم دلپذير که جز در ثناي تست
    مانند گوهريست که ريزد به پارگين
  • از آن شراب که با نور او توان ديد
    نزاده در شکم مادر آرزوي جنين
  • خلعتي از رشک ار در پيکر ناهيد تاب
    پيکري از تاب او بر چهره خورشيد چين
  • خلعتي ار فرهي خجلت ده بدر منير
    پيکري از روشني رونق بر در ثمين
  • بسته خم کمندش در وغا يال ينال
    خسته نوک پرندش روز کين ترگ تکين
  • باده پيش آر از آنکه در گذرد
    عيش نوروز و جشن فروردين
  • عقل آهسته گفت در گوشم
    نقب بيجا مبر به حصن حصين
  • به شکر خنده گفت قاآني
    در بهار اين قدر مکن تسخين