167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • چون بحر ز ژاله چون کان ز لاله
    پر لعل بدخشان و در رخشان
  • کرمان نه اگر مصر از چه در وي
    آن کاخ نمودار کاخ هرمان
  • تختيست در آن باغ صانه الله
    يکتا به دو گيتي ز چار ارکان
  • از هيبت ابروي چون کمانت
    پيکان شده در چشم خصم مژگان
  • بد خواه تو در کودکي ز سهمت
    انگشت گزد بر به جاي پستان
  • در دولت تو سعد و نحس خرم
    چون زهره و کيوان به برج ميزان
  • آن خواجه کامل که ره ندارد
    در عالم جاهش خيال نقصان
  • در باره آن کش خدا ثناگر
    تا چند و کي اين ترهات هذيان
  • مرا عقيده که روزي دوبار در شيراز
    به دوستان کهن به که نو کنم پيمان
  • گمانم آنکه چو در چشمشان شوم نزديک
    چه نور چشم دهندم به چشم خويش مکان
  • نه بر شواهق او پر گشوده مرغ خيال
    نه در صحاري او پا نهاده پيک گمان
  • هزار گونه تذلل به جاي آوردم
    يکي نکرد اثر در مناعت ايشان
  • که در دري نظم دري قاآني
    چنان بهي که اداي بهاي او نتوان
  • ترا که گفت که از گنج شاه دزدي سيم
    به جاي ساعد سازي در آستين پنهان
  • مگر سرين تو در نور قرص خورشيدست
    که تاش بينم اشکم شود ز چشم روان
  • ترا ز زلف سيه طبله طبله مشک ختن
    مرا ز نظم دري رسته رسته در عمان
  • شهنشها توشناسي مرا که در همه عمر
    بجز مديح ملک هيچ ناورم به زبان
  • چه پدر لجه بيداد از آن پر آشوب
    چه پسر زورق آشوب از آن در طوفان
  • حقه باز و ساحرم خوانند مردم زانکه من
    در مديح شه کنم هردم شگفتيها عيان
  • بسکه در عهد تو شايع گشته رسم راستي
    شايد ار مرد کمانگر ساخت نتواند کمان
  • الست اولي منکم تمام گفتندش
    بلي تو بهتري از ما و هرچه در گيهان
  • يکيست عيد غدير ارچه خلق را امروز
    بود درست سه عيد سعيد در ايران
  • وگرش برهان پرسي که چون عليست خداي
    خليل وار در آتش رود که ها برهان
  • بس است مدح تو ترسم که قدسيان گويند
    که کيست اينکه ستادست در صف ميدان
  • ديد در کرياس درگاهت مرا سردار عصر
    آنکه تا جاويد باد او را حيات جاودان