167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • در چنگ بت ساده بط باده تو گويي
    اين لعل بدخشان بود آن ماه درخشان
  • داراي جوان بخت وليعهد که در مهد
    بر دولت او کودک يک روزه ثناخوان
  • بر کوهه رهوار پلنگست به بربر
    در پهنه پيکار نهنگست به عمان
  • در جسم گرانمايه دل راد تو گويي
    درکوه احد بحر محيط آمده پنهان
  • ميران جوان بخت کهن سال وي اينک
    در کاخ تو منقادتر از طفل دبستان
  • احباب تو چون برق همه روزه به خنده
    اعداي تو چون رعد همه ساله در افغان
  • گوهر من همه از جزع يماني پيدا
    گوهر تو همه در لعل بدخشان پنهان
  • گوهر من همه چون طفل يتيمست حقير
    گوهر تو همه چون در يتيمست گران
  • بشکفاند ز رخت ناشده در لب فردوس
    برفروزد به دلت نامده بر کف نيران
  • روي بت سيمين بر من در تو نمايد
    چون لوحه سيمين به بر طفل سبق خوان
  • عيسي نه و چون عيسي همسايه خورشيد
    آدم نه و چون آدم در روضه رضوان
  • يوسف نه و بيژن نه وليکن شده آونگ
    چون يوسف و چون بيژن در چاه زنخدان
  • با ظلمت ظلمستي و مطبوع چو انصاف
    در کسوت کفرستي و ممدوح چو ايمان
  • از بس به هري خون زدم تيغ فروريخت
    در دشت هري تعبيه شد کوه بدخشان
  • جز شاه که در بخشد و سيماش درخشد
    ما ابر نديديم درافشان و درخشان
  • جز شاه که در بزم سخندان و سخنگوست
    ما مه نشنيديم سخنگوي و سخندان
  • ماني به محمد که بدين ملک و خلافت
    در تاج زرت گوهر فقر آمده پنهان
  • روزي نسب خويش بدانگونه بيان کرد
    در عهده راويست سخن خاصه چو هذيان
  • در مدح ملک بسکه ز لب ريزم گوهر
    گويي که لبم را نبود فرق ز عمان
  • زيبق آکندي در گوش و بنشنيدي پند
    ناز زلزال تند لرزان شد زيبق سان
  • ژاژها گفتي اي ري که اگر شرح دهم
    همه گويند مگو در حق ري اين بهتان
  • شه چمد زي تو بلي نبود بي مصلحتي
    مصطفي در غار ار وقتي گردد پنهان
  • مشکين تو کني راغ را به خرداد
    زرين تو کني باغ را در آبان
  • ليکن به طريقي که در ره از وي
    گردي ننشيند به هيچ دامان
  • باغيست در آن باره بارک الله
    گيتي همه از نکهتش گلستان