167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • به چشم صورت و معني توان مشاهده کرد
    کمال قدرت صانع در اينچنين مصنوع
  • علاج هر چه در آفاق ممکنست ولي
    علاج چشمه چشمم نمي شود ز نبوع
  • به خاکپاي عزيزت هنر چنان خوارست
    که مال در کف فياض و زر به چشم قنوع
  • منستم و هنري کان درين ديار بود
    چنان کساد که در تاب آفتاب شموع
  • نخست آنکه نوازي مرا و نپسنديم
    در آب و آتش قلب حريق و عين دموع
  • چه سده يي تو که در ساحت تو هست هماره
    اساس شرع منظم امور کفر معوق
  • مگر سراچه عدلي که در هواي تو تيهو
    مقام امن نيابد مگر به چنگل باشق
  • نهال فکرت قاآني از سحاب معاني
    به بوستان سخن گشت در ثناي تو مورق
  • نسخه يي چند هم ز موسيقي
    در مقامات کوچک و عشاق
  • يا نه ادريس از پي تدريس
    جا در اينجا کند به استحقاق
  • کرد چون خسرو منصور ز ري عزم عراق
    در ميان من و منظور من افتاد فراق
  • ريختمش از گلوي شيشه چو در کام قدح
    کرد از آن راح دلم نکهت روح استنشاق
  • مکن آهنگ عراق ايدر و در سايه سرو
    راست بنشين و بخور باده به آهنگ عراق
  • عزمت از وهم گرو گيرد در روز رهان
    رخشت از باد سبق جويد هنگام سباق
  • تا قضا دفتر قدرت را شيرازه زده
    نافريدست چو تو فردي در حسن سياق
  • نطق شيرين دلاويزتر از راه دو گوش
    خلق را چاشني روح دهد در اذواق
  • خلد ز آرايش بزم تو شود مات چنان
    روستايي که به شهري گذرد در اسواق
  • تيغ تو چون ملک الموت در آن دشت بلا
    کند اندر نفسي جان جهاني ازهاق
  • ميزان رخ ياري و در کفه تارت
    صد تبت و تاتار نسنجند به جو سنگ
  • اي کز اثر عدل تو در موسم گرما
    از شهپر شهباز کند مروحه تورنگ
  • آسايش ملک تو رسيدست به جايي
    کز بأس تو در قافله افغان نکند زنگ
  • با راستي عدل تو در عهد تو نقاش
    از بيم نيارد که کشد صورت خرچنگ
  • نصرت نشود جز به خم خام تو مفتون
    دشمن نزيد در بر فر تو به نيرنگ
  • در دولت تو واصل دهرست همه فخر
    وز کينه تو حاصل خصمست همه ننگ
  • در عهد تو شهباز بود مضحکه کبک
    وز عدل تو ضرغام بود مسخره زنگ