نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.
ديوان قاآني
سخاي دست وي اندر سخن نگنجد هيچ
بر آن مثابه که
در
قطره بحر پهناور
زهي به ذات تو اندر بلند و پست جهان
چنان که گوهر اشيا
در
اولين جوهر
قبول مهر تو فطريست مر خلايق را
چنانکه خاصيت نطق
در
نهاد بشر
ز بس نوال تو آمال خلق بپذيرد
گمان بري که هيولاست
در
قبول صور
حديث مهر تو خوانند گر به گوش جنين
ز شوق رقص کند
در
مشيمه مادر
شکوه حزم تو
در
راه باد عاد کشد
ز بال پشه نمرود سد اسکندر
اگر جلال تو
در
نه سپهر گيرد جاي
ز تنگ ظرفي افلاک بشکند محور
ثناي عزم تو نارم نبشت
در
ديوان
که همچو باد پراکنده مي کند دفتر
چگونه منکر باشم که
در
محامد تو
ثناي ناقص من چون هجا بود منکر
حسود اگر همه تير افکند نترسم از آنک
ز مهر تست مرا درع آهنين
در
بر
عروس ملک ترا دولت جهان کابين
جمال بخت ترا کسوت امان
در
بر
بر سينه سيمينش چو بر ميزدمي پشت
بازو بگشادي که مرا گيرد
در
بر
بر بوي بت ساده روانست به هر کوي
برياد بط باده دوانست بهر
در
در
بزم بنانت به گه رزم سنانت
آن رزق مقرر بود اين مرگ مقدر
ديريست تو داني که مرا
در
دل و جان هست
آهنگ زمين بوس شهنشاه فلک فر
در
غمش از مويه همچو موي تناتن
بي رخش از ناله همچو ناي سراسر
جان ز هراست بسان شوشه پولاد
سخت شود
در
وجود حاسد ابتر
نام تو
در
روز کين حراست تن را
به بود از صد هزار جوشن و مغفر
تربيت دين کند به دست تو خامه
بر صفت ذوالفقار
در
کف حيدر
طبح چون مهر سرزد از خاور
مهربان ماه من رسيد از
در
هشت نه روز مانده از رمضان
شوق مي
در
سرم نموده حشر
رفتم القصه تا به خانه خويش
نرمگک حلقه کوفتم بر
در
خادمک
در
گشود و با خود گفت
خواجه امروز سرخوشست مگر
گفت اي خواجه بوالعلي چوني
که نگنجي ز کبر
در
کشور
خيز و
در
ده صلاي عام به مي
تا درآيند مؤمن و کافر
صفحه قبل
1
...
4398
4399
4400
4401
4402
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن