167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • شادي ديگر ازين در است که فردا
    شاه فريدون بر آفتاب زند بر
  • جوهر آن تيغ بر صحيفه آن تيغ
    مورچگانند در محيط شناور
  • در کمر شاه لاغرست و عجب نيست
    ماه بکاهد ز قرب خسرو خاور
  • بر سر آن از پي رسالت دستار
    بر سر اين از در جلالت افسر
  • اين ز در مجد پا نهاده بر اورنگ
    آن ز پي وعظ پا نهاده به منبر
  • در بر آن يک نموده احمد جوشن
    بر سر اين يک نهاده سلطان مغفر
  • دشمن آن هر که هست چاکش در دل
    دشمن اين هر که هست خاکش بر سر
  • پرسيدم آخر کيستي دزدي گدايي چيستي
    بي موجبي را نيستي همچون غريبان در بدر
  • بگشاي در تا دانيم جان بر قدم افشانيم
    بر چشم و سر بنشانيم سازي حکايت مختصر
  • گويد عدويت دمبدم از خوف جان در هر قدم
    يا حبذا دارالعدم يا مرحبا دارالسقر
  • دي آمد از در من آن دلفريب پسر
    افکنده دام بلا زلفش به روز مطر
  • گفتم بيا صنما اي کز فروغ رخت
    روشن شدست مرا ديوار و خانه و در
  • ويژه ز بس که لطيف اين شکري که مرا
    بگدازد ار کندي بر در نسيم گذر
  • يک ره در آينه بين بر خلق منکر خود
    تا داني آنکه ترا باشد چگونه سير
  • قاآنيا جو زر در چشم سيمبران
    صدره گزيده ترست از صدهزار هنر
  • گذشت روزه؟ بلي ماه نو نمود؟ نعم
    چه وقت؟ دوش کجا؟ در جنوب چون لاغر
  • نظير اوست چه؟ عکسش کجا؟ در آيينه
    به معني است نظيرش؟ نه از طريق نظر
  • کسي به عهدش پيچد به خويشتن؟ آري
    کمند در کف او زلف بر رخ دلبر
  • تني گدازد در مجلسش به عيد؟ نعم
    درون مجمر عود و ميان آب شکر
  • مگر نگفته نبي تا به روز بازپسين
    خداي هر دو جهان توبه رانبندد در
  • شراب خوردن از آن به که در زمين اميد
    نهال مدح نشاني و فاقه آرد بر
  • به ويژه پيرو سالار هاشمي هاشم
    که هست هاشم اعدا به تيغ خارا در
  • شنيده يي ز کسي در زمانه گفت بلي
    شنيده ام سخني غم بر و نشاط آور
  • به مرد سفله مکن در هواي نان تکريم
    به عرق مرده مزن از براي خون نشتر
  • پي سلامت خود در تواتر حدثان
    هنودوار ندارند باکي از آذر