167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • سرخ مئي آنچنان که در شب تاريک
    شعله کشد هر زمان به گونه آذر
  • مهر ملک به مرا ز هرچه در اقليم
    چهر کيا به مرا ز هرچه به کشور
  • لطفش هنگام بزم عيش مجسم
    قهرش در روز رزم مرگ مصور
  • بدل بانگ نيم بانگ مؤذن در گوش
    عوض خون رزم خون دل اندر ساغر
  • خلق گويند در آتش نگدازد ياقوت
    بالله اين حرف دروغست و ندارم باور
  • صبح عيد آنگه کز کوه برآيد خورشيد
    کوه را جامه زربفت نمايد در بر
  • بوسهائي که در آن تنگ دهان جمع شدست
    بشمار از تو بگيرم سپس يکديگر
  • مهد عليا ملک دهر در درج وجود
    ستر کبري فلک جود مه برج هنر
  • گر در آن دم که خليل الله بتها بشکست
    نقش رخسار تو بر بت بکشيدي آزر
  • نسلها قطع شدي ورنه پس از زادن تو
    نطفه يي در رحم مام نمي گشت پسر
  • يکيست چشمه و جاري از آن چهارده جوي
    يکيست خانه و بر گرد آن چهارده در
  • ابوالشجاع حسن شه جهان مجد که هست
    به نزد بحر کفش بحر در شمار شمر
  • به گرد معرکه شمشير او بدان ماند
    که تيغ حيدر کرار در دل کافر
  • اگر چه از در انصاف جاي عذرش هست
    که اين مقام شهودست و آن مقام خبر
  • مجال شبهه کسي راست در عروج براق
    که چشم عقلش کورست و گوش هوشش کر
  • چو ابتداي ثنا کردي از مديح رسول
    در انتهاي سخن آبروي نظم مبر
  • که جبرئيل امين فر خجسته پيک خداي
    به امر ايزد دادار حلقه زد بر در
  • کنون مجال سخن نيست برنشين به براق
    کز انتظار تو بس ديده است در معبر
  • دو قوس دايره در ملتقاي نقطه امر
    سر از دوسو بهم آورد چون خط پرگر
  • و ديگر آنکه به هنگام بازگشت بدو
    نمود حمله يکي شرزه شير اژدر در
  • به جان شاه هلاگو که هر دو گيتي را
    بيافريده خداوند در يکي پيکر
  • چگونه منکر باشم که در محامد تو
    ثناي ناقص من چون هجا بود منکر
  • تعبيه کردست گفتي از در شوخي
    ماه منور به چين مشک مدور
  • تافته رويش به زير بافته مويش
    بر صفت ذوالفقار در دل کافر
  • در به چنين روزي از جهاز هيونان
    ساخت نشستنگهي رسول مطهر