167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • هنوز خصم ترا روزگار در تک چاه
    به بند و کنده گرفتار و ناتوان دارد
  • رفيع درگهت آن قلعه يي که کنگره اش
    سخن به نحوي در گوش لامکان دارد
  • دوش افتاد به دنبال من آنسان که همي
    در شب تيره شهاب از پي شيطان گذرد
  • قرب سالي بود اي مه که ز بي ساماني
    روزگارم همه در طاعت يزدان گذرد
  • خاطر انباشته از مهر جهاندار چنانک
    در ره مهروي اول قدم از جان گذرد
  • کوه در سايه عزم تو اگر گيرد جاي
    همچو انديشه ز نه گنبد گردان گذرد
  • نعمت خان تواش نقمت جان خواهد شد
    هر که در خاطرش انديشه کفران گذرد
  • همچو دزدي که نمايد ببر شحنه گذار
    گرگ در عهد تو چون از بر چوپان گذرد
  • خشم گيرد خرد از نام عدوي تو چنانک
    نام زنديق که در بزم مسلمان گذرد
  • شعر خود را چه ستايم که سخنداني تو
    بيش از آنست که در وصف سخندان گذرد
  • باري چه دهم شرح درآمد بتم از در
    واهنگ وفا قصد صفا ترک جفا کرد
  • امام را چو به منبر درآيد از در وعظ
    لقب خليفه خيرالانام بايد کرد
  • به نزد مفتي در هر کجا که بنشيند
    ستاده دست به کش احترام بايد کرد
  • به بزم رندان گيسوي چنگ و بربط را
    شبي پريشان در سوک جام بايد کرد
  • طناب در گلوي شيخ شهر بايد بست
    روانه اش بر قايم مقام بايد کرد
  • زبان تيغش چون آيد از نيام برون
    ز بيم تيغ زبان در نيام بايد کرد
  • شعري دو سه در مدح اميرالامرا گوي
    ميري که ترا صاحب اين جاه و خطر کرد
  • قاآني ازين نوع سخن گفتن شيرين
    بالله که توان کام تو پر در و گهر کرد
  • وايدون پي پذيره جهاندار ملک جم
    پا در رکاب رخش ثريا ستام کرد
  • شاها تويي که هر که ترا نيکنام خواست
    او را خداي در دو جهان نيکنام کرد
  • باد نوروزي شميم عطر جان مي آورد
    در چمن از مشک چين صد کاروان مي آورد
  • يا پيام کشتن داراي دي را باد صبح
    در بر اسکندر صاحبقران مي آورد
  • يا نويد قتل کرم هفتواد دي نستيم
    در چمن چون اردشير بابکان مي آورد
  • نفس ناميرا نگر کاينک به استمداد باد
    نقشها از پرده در سلک عيان مي آورد
  • از سنان لاله کاه از بيد برگ برگ بيد
    صنعت پولادسازي در ميان مي آورد