167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • خنجرت چون نوعروسان در شبستان خلق را
    هر نفس ناخن کند از خون بدخواهان خضاب
  • اعتماد دولت و دين کافتد اندر روز کين
    در سپاه هفت کشور از نهيب او نهاب
  • خصم را ماهيت از خشم تو گردد منقلب
    گر چه در ماهيت اشيا محالست انقلاب
  • داد بخشا داورا باشد سؤالي مرمرا
    هم به شرط آنکه مهلت مي نجويي در جواب
  • مر ترا امروز همچون من هزاران چاکرست
    هر يکي در دفتر آفاق فردي انتخاب
  • با چنان نثري مرا نبود نثاري از مهان
    با چنين شعري مرا نبود شعيري در جواب
  • گر نبودي شعر و شاعر کس نخواندي مرمرا
    شاهد بختم نماندي در حجاب احتجاب
  • خوشا به حالت آن زاهدي که در محشر
    به قدر يک دم وصل تواش دهند ثواب
  • به زير ابروي پيوسته چشم رهزن تو
    چو کافريست که سرمست خفته در محراب
  • شبي ز لعل لبش بوسه يي طلب کردم
    اشاره کرد به ابرو که در طلب بشتاب
  • فراهم آمده در من ز جور هفت سپهر
    جدا ز طره آشفته تو چار اسباب
  • اگر چه شکل حبابست چرخ ليکن نيست
    به نزد لجه جود تو در شمار حباب
  • زمين شود متلاطم ز موج خون يلان
    بدان مثابه که افتد سفينه در گرداب
  • درون لجه خون دست و پا زند گردون
    ز بيم غرقه شدن چون غريق در غرقاب
  • گفتم از حال تو و خورشيد گردون واقفم
    اينک اين خورشيد ديگر چيست گفتا در جواب
  • بوالمظفر ناصرالدين کز نسيم عفو او
    در دهان مار ترياق اجل گردد لعاب
  • کز براي تهنيت فردا ز قول قدسيان
    در حضور مير برخوان اين قصيده مستطاب
  • گر وزد بر ساحت دوزخ نسيم عفو او
    در مذاق اهل دوزخ عذب گرداند عذاب
  • ياد راي روشنش در خاطرم يک شب گذشت
    از بن هر موي من سرزد هزاران آفتاب
  • منت ايزد را که شه رست از قضاي آسمان
    ورنه در معموره هستي فتادي انقلاب
  • کوه سيمين بر قفاو گنج سيمش پيش روي
    گنج سيمش آشکار و کوه سيمش در حجاب
  • شيرغاب از پردلي آرد گرازان را به چنگ
    ليک نشنيدم گراز چنگ زن در شير غاب
  • در کلاب ار ببر آويزد نباشد بس شگفت
    خود شگفت اينست کاندر ببر آويزد کلاب
  • درج در سلطنت آن کز سحاب همتش
    صدهزاران چشمه تسنيم جو شد از سراب
  • عيد مولود دوم نه نام اين عيد سعيد
    در ميان عيدها اين عيد را کن انتخاب