167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ديوان قاآني

  • ديگر ممان به پارس که رونق نيست
    در ساحتش فصاحت سحبان را
  • در بحر فکرتش زني ار غوطه
    تا حشر مي نيابي پايان را
  • گردانه انار به ره بيني
    دل در طمع ميفکن مرجان را
  • در صد هزار نرگس شهلا نيست
    آن فتنه يي که نرگس فتان را
  • در صد هزار سنبل بويا نيست
    آن حالتي که زلف پريشان را
  • در صد هزار سرو گلستان نيست
    آن جلوه يي که قامت جانان را
  • من در جهان ترا ستمي مهمان
    زينسان عزيز داري مهمان را
  • اي حکمران فارس که قاآني
    ديدست در تو همت قاآن را
  • قاآنيا ز نعمت نبي در دل
    نک برفروز مشعل ايمان را
  • زايينه چشم حق نگرش ديده
    در جسم خود حقيقت انسان را
  • تا در جهان بود به رزانت نام
    کاخ سدير و گنبد هرمان را
  • در خواب دوش ديدم آن سرو راستين را
    بر رخ حجاب کرده از شوخي آستين را
  • چون گرد مهره سيم در دست حقه بازان
    هر لحظه چرخ دادي آن جفته رزين را
  • رندان شهر داني همواره در کمينند
    بايد ز چشم رندان بستن ره کمين را
  • در حقه دان نقره دارم نگين لعلي
    ز انگشت ديو مردم مي پوشم آن نگين را
  • تکرار شايگاني گر رفت در قوافي
    عذري بود خجسته از فکرت متين را
  • در کشت زار دانش خرمن مراست يک سر
    مزد ارچه قسمت آمد دزدان خوشه چين را
  • من هردو چشم دوخته در چشم اختران
    تا صبح و پر ز اخترم از ديده دامنا
  • ماهم ز در درآمد ناشسته روي و موي
    چهرش ز مي شکفته چو يک باغ سوسنا
  • در فوج دلبران به صباحت مسلما
    وز خيل نيکوان به ملاحت معينا
  • در بابلي چه ذقنش زلف عنبرين
    هاروت وار گشته به موي سر آونا
  • گر سرخ بيد را نبود رنج سرخ باد
    گل گل چراست در چمنش لاله گون تنا
  • در هاون عقيق شقايق نسيم صبح
    از بس که سوده غاليه و مشک و لادنا
  • در هر کجا که خنجر تو خونفشان شود
    رويد ز خاک معرکه تا حشر روينا
  • در گوش تو ز فرط شجاعت به روز رزم
    خوشتر صهيل ارغون ز آواز ارغنا