167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان فروغي بسطامي

  • دوشينه که آن ماه مشک مو را
    در خانه کشيدم به صد بهانه
  • اين بيت ملک در خيالم آمد
    خون دلم از ديده شد روانه
  • «مجلس ما چو بهشت است در اين فصل بهار
    خيز اي ساقي مستان قدح باده بيار
  • باده صاف چو دل هاي حکيمان اله
    تلخ چون زاهد سجاده فکن در بازار
  • نيکوست که در پيش تو خوانم غزل شاه
    زيرا که هواي رخ نيکوي تو دارم
  • گر با تو به فردوس برين جاي دهندم
    در مجمع فردوس نظر سوي تو دارم
  • انديشه ندارد دلم از آتش دوزخ
    تا راه در آتشکده خوي تو دارم
  • يارب خم گيسوي تو آشفته مبادا
    کاشفته دلي در خم گيسوي تو دارم
  • در نزد من ارباب کرامت همه ماتند
    وين معجزه از نرگس جادوي تو دارم »
  • مالک نظم گهربار ملک ناصردين
    که ز فيض لب او صاحب در عدنم
  • آفتاب فلک جاه ملک ناصردين
    که قرينش ملکي نامده در هيچ قران
  • عقل در چاره سوداي تو بي چاره بماند
    وقت آن است که ديوانه شود عاقل تو»
  • پنج بيت از شه والاست در اين تازه غزل
    که بود هوش رباينده هر دانايي
  • دست در زلف رساي تو کسي خواهد زد
    که سرش را ننهد بر سر هر سودايي
  • از کشت عمل بس است يک خوشه مرا
    در روي زمين بس است يک گوشه مرا
  • زلفين سيه که در بناگوش تواند
    سر بر سر هم نهاده بر دوش تواند
  • سايند سر از ادب به پايت شب و روز
    آري دو سياه حلقه در گوش تواند
  • ره يافته در زلف دل آويز کجت
    القصه به راه کج فتاده ست دلم
  • ديوان قاآني

  • يعني به جذبه ايم نه شوريده از جنون
    يعني به خلسه ايم نه پيچيده در ردا
  • آن از طريق شرع کند با تو دوستي
    وين در لباس زهد شود با تو آشنا
  • تو در ميانه هايم و حيران و تن زده
    آکنده از سفاهت و آموده از عما
  • ارواح انبيا همه بر خاک او مقيم
    اشباح اوليا همه در راه او فدا
  • در پرده ولايت عظمي نهفته رو
    بر مسند خلاقت کبري گزيده جا
  • در مکتب کمال تو خردي بود خرد
    از دفتر نوال تو جزوي بود بقا
  • گيرم که در کلام تو تأثير کيمياست
    دانا به کان زر نکند عرض کيميا