نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان فروغي بسطامي
اي عشق جهان سوز درآ از
در
اغيار
تا يار بداند که چه مجرب محکستي
نازم سرت اي شمع فروزان فروغي
زيرا که
در
اين بزم الف وار يکستي
کسي که دامنش آلوده شرابستي
دعاي او به
در
دير مستجابستي
فغان که پرده ز کارم فکند پنجه عشق
هنوز چهره معشوق
در
حجابستي
به گريه گفتمش از رخ نقاب يک سو نه
به خنده گفت که خورشيد
در
سحابستي
خوشا به حال شهيدي که
در
صف محشر
به خون ناحق او ناخنت خضابستي
حديث قند نشايد بر دهان تو گفت
که
در
ميانه اين هر دو شکر آبستي
دستي که دادي آخر از دست من کشيدي
عهدي که بستي آخر
در
انجمن شکستي
بر آستان يارم برد آسمان غبارم
بالا گرفت کارم
در
منتهاي پستي
چه خلاف سر زد از ما که
در
سراي بستي
بر دشمنان نشستي، دل دوستان شکستي
در
بندگي عشقت از دست رفت کارم
اي خواجه زبر دست رحمي به زير دستي
با مدعي ز مينا مي
در
قدح نکردي
تا خون من نخوردي تا جان من نخستي
صيد ضعيف عشقم، با پنجه توانا
بيمار چشم يارم،
در
عين ناتواني
در
دل آن ماه چه بودي اگر
آه فروغي اثري داشتي
اي که هم آغوش يار حور سرشتي
عيش ابد کن که
در
ميان بهشتي
دل ز تو غافل نگشت يک نفس اما
هم نفسش
در
تمام عمر نگشتي
نقد غمت خريدم با صد هزار شادي
روي مراد ديدم
در
عين نامرادي
چشمي نمي توان داشت
در
راه هر مسافر
گوشي نمي توان داد بر بانگ هر منادي
چون راستي محال است
در
طبع کج کلاهان
گيرم که باز گردد گردون ز کج نهادي
نه گريه داد مرا بي رخ تو تسکيني
نه ناله کرد مرا
در
غم تو امدادي
ز ناتواني ما کي خبر تواني شد
که
در
کمند قوي پنجه اي نيفتادي
جز با من دل شکسته
در
عالم
هر عهد که بسته اي وفا کردي
در
عهد تو هر چه من وفا کردم
پاداش وفاي من جفا کردي
سالها
در
طلبت گوشه نشيني کردم
تا گذاري به سر گوشه نشينان کردي
تا فروغي نظري
در
رخ زيباي تو کرد
فارغش از مه و خورشيد درخشان کردي
صفحه قبل
1
...
4362
4363
4364
4365
4366
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن