167906 مورد در 0.11 ثانیه یافت شد.

ديوان فروغي بسطامي

  • در پيش گاه خواجه مشفق نوشته اند
    کاين جا خطا بيار و به جايش عطا ببين
  • در بوستان فروغي از اشعار خود بخوان
    وان گاه شور بلبل دستان سرا ببين
  • تا مگر در دامن محشر بگيرم دامنش
    چاک دامان مرا تا دامن محشر ببين
  • گر نديدي شاخسار خشک هنگام بهار
    در بهار عشق کامم خشک و چشمم تر ببين
  • تشنه کامان محبت را نگر
    آب حيوان در لب نوشش ببين
  • تا کشيده حلقه سيمين به گوش
    عالمي را حلقه در گوشش ببين
  • گر کان نمک خواهي لعل نمکينش بين
    اقليم ملاحت را در زير نگينش بين
  • از قهر دل آزارد، وز لطف بدست آرد
    در شيوه دلداري آتش نگر، اينش بين
  • هر گوشه کمين کرده ابروي کاندارش
    در صيد نظربازان بگشاده کمينش بين
  • در عقرب اگر خواهي جولان قمر بيني
    زلفين چليپا را با چهره قرينش بين
  • از دميدن خطش اشک من به دامن ريخت
    هاله بر مهش بنگر، لاله در کنارم بين
  • دوش در گذرگاهي دامنش به دست آورد
    سعي گرد من بنگر، کوشش غبارم بين
  • مير انجمن جايي در صف نعالم داد
    صدر عزتم بنگر، عين اعتبارم بين
  • گر واعظان حديث قيامت شنيده اند
    من ديده ام قيامت خود در قيام او
  • دست کسي به نقره خامش نمي رسد
    جانم بسوخت در سر سوداي خام او
  • در عهد شاه نظم فروغي نظام يافت
    يارب که مستدام بماند نظام او
  • از بس که در خيال مکيدم لبان او
    ياقوت فام شد لب گوهرفشان او
  • چندان که در پيش به درستي دويده ام
    الا دل شکسته نديدم مکان او
  • بي پرده در حضور من امشب نشسته است
    گر صد هزار بار کنند امتحان او
  • ترسم به جنون کار کشد اهل خرد را
    در سلسله زلف شکن بر شکن تو
  • اين است اگر قرار تو در حق عاشقان
    ترسم به هيچ نامه نگنجد گناه تو
  • اي اهل نظر کشته تير نگه تو
    خون همه در عهده چشم سيه تو
  • خورشيد فروزنده شبي پرده نشين شد
    کآمد به در از پرده مه چارده تو
  • داني که در شريعت ما کيست کشتني
    بيگانه اي که هيچ نگشت آشناي تو
  • اي ز سر زلف چليپاي تو
    اهل جنون سلسله در پاي تو