167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان فروغي بسطامي

  • فارغ نشوم زين شب تاريک فروغي
    تا در پي آن ماه فروزنده نکوشم
  • به خواب خوش نرود چشم من از خوشحالي
    اگر تو مست بيفتي شبي در آغوشم
  • در پرده محبت جبريل ره ندارد
    پيغام او رسيده ست بي منت سروشم
  • روي تو در آيينه جان عکس بينداخت
    تا تخته تن پاک بگشت از همه رنگم
  • از زلف پريشانش در هم شده ايامم
    کز صف زده مژگانش وارون شده اقبالم
  • تا سر سوداييم از تيغ او در پا نيفتد
    غالبا صورت نبندد هيچ سوداي محالم
  • مشغول رخ ساقي، سرگرم خط جامم
    در حلقه ميخواران، نيک است سرانجامم
  • او گر به حسن در همه گيتي مسلم است
    من هم به خيل سوختگان آتشين دمم
  • در من ببين جمال خود اي آفتاب چهر
    کز صيقل خيال تو آيينه جمم
  • تا ساغر من پر از شراب است
    از شر زمانه در امانم
  • در مرهم زخم خود چه کوشم
    کاين تير گذشت از استخوانم
  • مرغ کهنم در اين چمن ليک
    بر شاخ تو تازه آشيانم
  • اگر چه قابل بزم حضورت نيستم اما
    شبي را مي تواني روز کردن در شبستانم
  • در عالم پيري سر و کارم به جواني است
    پيرانه سر آمد به سرم بخت جوانم
  • گفتم که بجويم ز دهان تو نشاني
    گم گشت در اين نقطه موهوم نشانم
  • با تو دلم را سر آميزش است
    وز همه در غين نفور اي صنم
  • دامن خيمه سفر از در دوست مي کنم
    خون جگر بديده ام پاره دل به دامنم
  • بيرون چگونه مي رود از کين مهوشان
    مهري که همچو روح فرورفته در تنم
  • من امروز در عالم عشق شاهم
    سپاه بلا از يسار و يمينم
  • تو در خنده شيرين دور زماني
    من از گريه فرهاد روي زمينم
  • تو در حسن ليلاي خرگه نشيني
    من از عشق مجنون صحرانشينم
  • زان پرده مي گشايد دلبند نازنينم
    تا در نظر نيايد زيبا نگار چينم
  • اي خسرو ملاحت در من نظر مپوشان
    زيرا که خرمنت را درويش خوشه چينم
  • هر چند آستينت در دست من نيفتاد
    ليکن بر آستانت فرسوده شد جبينم
  • قابل کنج قفس آخر نگرديدم دريغا
    من که در باغ جنان هم شه پر روح الامينم