167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان فروغي بسطامي

  • مجلس بهشت گردد از غايت لطافت
    هر گه ز در درآيد حور پري نژادم
  • در عالم محبت داني چه کار کردم
    بعد از سپردن دل جان را نثار کردم
  • بر خاک عاشقانش آخر قدم نهادم
    در خيل کشتگانش آخر گذار کردم
  • اول قدم نهادم در کوي بي قراري
    آن گه قرار الفت با زلف يار کردم
  • در عين نااميدي گفتم اميد من داد
    نوميد عشق او را اميدوار کردم
  • سنگ ناليد به حال دل ديوانه من
    بس که در کوه غمش ناله و شيون کردم
  • يارب آويزه گوش تو پري پيکر باد
    در اشکي که من از ديده به دامن کردم
  • خيل اندوه به سر منزل من راه نبرد
    تا فروغي به در ميکده مسکن کردم
  • جاني که خلاص از شب هجران تو کردم
    در روز وصال تو به قربان تو کردم
  • من هر غزل که گفتم در عاشقي فروغي
    يک جاگريز آن را بر نام شاه کردم
  • شاه همه سلاطين، شايسته ناصرالدين
    کز قهر دشمنش را در قعر چاه کردم
  • ببين که در طلب حال آتشين رخ تو
    چگونه بر سر هر آتشي سپند شدم
  • ناله ها را اثري نيست وگرنه در عشق
    آن قدر ناله نمودم که ز تاثير شدم
  • بريد از همه جا دست روزگار مرا
    بدين گناه که در گردنت نيفکندم
  • معاشران همه در بزم پسته مي شکنند
    شکسته دل من از آن پسته شکرخندم
  • نجات داد ملک هر کجا اسيري بود
    من از سلاسل زلفش هنوز در بندم
  • يک باره گر از سبحه در انکار نبودم
    از زلف بتان صاحب زنار نبودم
  • روزي ز قضا قسمت من خون جگر بود
    کز صومعه در خانه خمار نبودم
  • بر مست غم دور فلک دست ندارد
    اي کاش در اين غمکده هشيار نبودم
  • سرمايه سودا اگر اين زلف نبودي
    سودازده در هر سر بازار نبودم
  • در خواب نيايد گرم آن ماه، عجب نيست
    کاندر خور اين دولت بيدار نبودم
  • بينايي من در رخش از گريه فزون شد
    چندانکه مرا کاست، غم عشق فزودم
  • صف هاي ملائک همه در عالم رشکند
    تا شد خم ابروي تو محراب سجودم
  • يک نکته ز هر دو لعل او بود
    هر نشئه که در شراب ديدم
  • در هر سر موي صيد بندش
    صد پيچ و هزار تاب ديدم