نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان فروغي بسطامي
زلف و خط و خال او فروغي
در
ماتم عاشقان سيه پوش
اسير گشته دلم رد چه زنخداني
که يوسف دل جمعي فتاده
در
چاهش
کسي که دوش بدان
در
به خاکساري رفت
کنون بيا به تماشاي حشمت و جاهش
نظر ز چاه زنخدان آن چگونه بپوشم
که يوسف دلم افتاده
در
ميانه چاهش
سزد که بر سر آتش بيفکنيم دلي را
که رخنه
در
دل خوبان نکرد ناوک آهش
ميان معرکه تا کي دلم ربوده به افسون
که مار بوالعجبي خفته
در
ميان کلاهش
کاش
در
پرده شب و روز بپوشي رويت
تا ننازد فلک سفله به خورشيد و مهش
در
پا مريز حلقه زلف بلند خويش
ترسم خدا نکرده شوي پاي بند خويش
يا از شکنج طره کمندي به ره منه
يا رحمتي به آهوي سر
در
کمند خويش
با ناله
در
غم تو ز بس خو گرفته ام
آسوده ام به ناله ناسودمند خويش
در
راه عشق من نگذشتم ز کام خويش
گامي ميسرم نشد از اهتمام خويش
گر
در
محبت تو بريزند خون من
خود روز رستخيز شوم عذرخواه خويش
روزي اگر
در
آينه افتد نگاه تو
مفتون شوي ز فتنه چشم سياه خويش
درمانده ام به عالم عشقش ز بي کسي
آه ار نگيردم غم او
در
تباه خويش
فارغ نشد فروغي از آن شمع خانه سوز
تا آتشي ز ناله نزد
در
سراي خويش
داني چرا نشسته به خاکستر آفتاب
تا بنگري
در
آينه روي نکوي خويش
بوسيدن گلوي تو بر من حرام باد
گر
در
محبت تو نبرم گلوي خويش
امشب فروغي آن مه بيدار بخت را
در
خواب کردم از لب افسانه گوي خويش
گوشه ابروي معشوقت نيايد
در
نظر
تا نريزد خونت از شمشير خون افشان عشق
در
دير مغان باده ننوشم به چه دانش
وز مغبچگان ديده بپوشم به چه ادراک
شوق تو
در
هم شکست پنجه شاهين صبر
عشق تو لشکر کشيد بر سر سلطان دل
در
طلب چشم تو دور به آخر رسيد
آه که آن هم نشد حاصل دوران دل
رشته عقلم گسيخت بر سر سوداي عشق
گوهر اشکم بريخت بر
در
دکان دل
پرده تن را به دست شوق دريديم
تا نشود
در
ميان ما و تو حايل
دم نتوان زد به مجلسي که
در
آن جا
مهر خموشي زدند بر لب قايل
صفحه قبل
1
...
4352
4353
4354
4355
4356
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن