نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان فروغي بسطامي
نياز مي کشدم
در
گذرکه صنمي
که زير هر قدمش جان نازنيني هست
فروغي از کف من برده آفتابي دل
که
در
مجاورتش جعد عنبريني هست
تا بر اطراف رخت جعد چليپايي هست
هر طرف پاي نهي سلسله
در
پايي هست
آن قدر
در
خم گيسوي تو دل پنهان است
کز دل گمشده ما اثري پيدا نيست
عجبي نيست که سر خيل نظر بازانم
کز تو
در
خيل بتان خوب تري پيدا نيست
گر
در
آخر نفسم هم نفسي خواهي کرد
نفسي از نفس بازپسين خوش تر نيست
آنچنان کعبه دل را صنمي ويران ساخت
که کس از بهر خدا
در
پي تعميرش نيست
کامي از آهوي مقصود فروغي نبرد
هر که
در
دشت محبت جگر شيرش نيست
در
صف عشاق گو لاف نظربازي مزن
آن که دامانش ز خون ديده مالامال نيست
من نه تنها کشته خواهم گشت
در
ميدان عشق
هيچکس را ايمني زان غمزه قتال نيست
امروز
در
ميانه عشاق روي تو
مانند بنده هيچ عزيزي ذليل نيست
بيگانه را به کوي خود اي آشنا مخوان
کاهل جحيم
در
خور باغ نعيم نيست
اثري آه سحر
در
تو ندارد، فرياد
ور نه آه سحري را اثري نيست که نيست
من مسکين نه همين خاک درش مي بوسم
خاک بوس
در
او تاجوري نيست که نيست
قابل بندگي خواجه نگرديد افسوس
ور نه
در
طبع فروغي هنري نيست که نيست
نقد زاهد قابل آن شاهد زيبا نشد
زان که هر جان مقدس
در
خور جانانه نيست
باز
در
فکر اسيران کهن افتادي
به کمند تو مگر تازه گرفتاري نيست
دامن گوهر مقصود به دستش نفتد
هرکه را
در
دل شب چشم گهرباري نيست
اثري
در
نفس پير مغان است ار نه
سبحه شيخ کم از حلقه زناري نيست
از لب ساقي سر مست فروغي ما را
نشئه اي هست که
در
خانه خماري نيست
در
راه خطرناک طلب گم شدم آخر
زيرا که درين ورطه مرا راهبري نيست
در
کوي خرابات رسيدم به مقامي
کانجا ز کرامات فروشان اثري نيست
جز دردسر از درد کشي هيچ نديدم
افسوس که
در
بي خبري هم خبري نيست
کي اش مجنون ليلي مي توان گفت
کسي کافسانه
در
هر محفلي نيست
نشاطي هست
در
قربان گه عشق
که مقتولي ملول از قاتلي نيست
صفحه قبل
1
...
4340
4341
4342
4343
4344
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن