نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان فروغي بسطامي
کس کان لعل و عارض ديد گفتا
زهي کوثر که
در
خلدبرين است
کمان ابرو بتي دارم فروغي
که از هر سو بتان را
در
کمين است
تا تو سوار سمند برق عناني
خرمن مه
در
ميان خانه زين است
رفتن به سلامت ز
در
دوست گمان است
مردن به ملامت ز غم عشق يقين است
مرا زمانه
در
آن آستانه جا داده ست
چنين مقام کسي را بگو کجا داده ست
تنگ شد
در
شکرستان دل طوطي گويا
دهن تنگ تو بر تنگ شکر خنديده ست
چون جرس
در
سينه مي نالد دل زارم مگر
نوسفر ماهي ميان کاروان تازه است
گر شاهد درد دل عاشق رخ زرد است
در
دعوي عشق تو مرا طرفه گواهي است
در
کوي کسي عشق فکنده ست به چاهم
کز هر طرفش يوسفي افتاده به چاهي است
انديشه اي از فتنه افلاک ندارد
آن را که ز خاک
در
مي خانه پناهي است
داند چگونه جان فروغي به لب رسيد
هر کسي که
در
طريق طلب دردمندتست
غالبا غالب نگردد با تو دست روزگار
زين توانايي که
در
سرپنجه سنگين تست
بس دل اسير زلف و زنخدان نموده اي
بس يوسف عزيز که
در
بند چاه تست
شاهان به هيچ حيله مسخر نکرده اند
ملکي که
در
تصرف خيل و سپاه تست
روزي که صف کشند خلايق پي حساب
جرمي که
در
حساب نيايد گناه تست
مستان ز باده هاي دمادم نديده اند
کيفيتي که
در
نگه گاه گاه تست
چشم تماشاي خلق
در
رخ زيباي اوست
هر که نظر مي کني محو تماشاي اوست
هر که به سوداگري رفت به بازار عشق
مايه سود جهان
در
سر سوداي اوست
شادي امروز دل از غم رويش رسيد
ديده اميد من
در
ره فرداي اوست
در
طلب وصل او طبع غزل خوان من
تشنه لب خون من لعل شکرخاي اوست
دامن آن ترک را سخت فروغي بگير
زان که مرا دادها بر
در
داراي اوست
در
عين خشم اهل هوس را به خون کشيد
کامي که خواستيم روا کرد چشم دوست
کس نکردي بار ديگر آرزوي زندگي
گر نبودي
در
قيامت قامت دل جوي دوست
صولجانش عنبرين زلف است
در
ميدان من
گوي آن سيمين زنخدان است گويي نيست هست
تنها نه همين اسب من اول قدم افتاد
کافتاده
در
اين باديه هر سو فرسي هست
صفحه قبل
1
...
4339
4340
4341
4342
4343
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن