167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان فروغي بسطامي

  • عشق طغيانش به حدي شد که جان
    در ميان ما و جانان حايل است
  • خاک کوي دوست دامن گير ماست
    وين کسي داند که پايش در گل است
  • در دور سيه چشم تو مردم همه مستند
    دوري به ازين چشمي اگر ديده کدام است
  • افسوس که در خلوت خاصت نشسته
    وز هر طرفي بر سر من شورش عام است
  • امشب ز روي مهر مهي در سراي ماست
    کز يمن مقدمش سر مه زير پاي ماست
  • ما از ازل رضا به قضاي خدا شديم
    زان تا ابد رضاي قضا در رضاي ماست
  • عهدي نبسته ايم که در هم توان شکست
    سختي که هيچ سست نگردد وفاي ماست
  • شربتي در دو لعل جانان است
    که خيالش مفرح جان است
  • از پي قتل مردم دانا
    تيغ در دست طفل نادان است
  • دلم از ناله شعله در خرمن
    چشمم از گريه خانه ويران است
  • ميان به کشتن من بسته اي و خرسندم
    که در ميانه نخستين حجاب ما جان است
  • مجاور سر کوي تو اي بهشتي رو
    اگر به خلد رود در بلاي زندان است
  • بگو چگونه کنم دعوي مسلماني
    که در کمين من آن چشم نامسلمان است
  • قاصد فرخنده پي از در جانان رسيد
    جان گران مايه را وقت فدا کردن است
  • يک تجلي همه را سوخت فروغي امشب
    مگر آن شمع فروزنده در اين انجمن است
  • آن که در هيچ جا قرارش نيست
    دل بي صبر و بي قرار من است
  • پي طفلان نوش لب گيرد
    طفل اشکي که در کنار من است
  • من آن وجود شريفم که در قلمرو عشق
    کمينه خاک رهت جان نازنين من است
  • فروغي از شرف خاک آستانه دوست
    تجلي کف موسي در آستين من است
  • تو و زلفي که عنبر ساراست
    من و اشکي که در مکنون است
  • مي حرام است خاصه در رمضان
    جز بر آن لعل لب که ميگون است
  • به تلخ کامي عشاق تنگ دل رحمي
    تو را که تنگ شکر در دهان شيرين است
  • بدين طمع که شود قابل سواري شاه
    سمند سرکش گردون هميشه در زين است
  • جدا تا مانده ام از آستانش
    تو گويي گريه ام در آستين است
  • غزالي در کمند آورده بختم
    که چين زلف او آشوب چين است