167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان فروغي بسطامي

  • در اشکم را عجب نبود اگر لعلش خريد
    جوهري داند بهاي گوهر يکدانه را
  • کاش آن صنم آماده شدي جلوه گري را
    در پرده نشاندي صنم کاشغري را
  • چون سرو قباپوش تو در جلوه درآيد
    البته پري شيوه کند جامه دري را
  • فغان که بر در شاهي است دادخواهي ما
    که از ستم ندهد داد دادخواهي را
  • ز خسروان ملاحت کجا روا باشد
    که در پناه نگيرند بي پناهي را
  • بزير خون محبان که در شريعت عشق
    به هيچ حال نخواهم کسي گواهي را
  • شربت من ز کف يار الم بود، الم
    قسمت من ز در دوست بلا بود، بلا
  • نفس ما از مدد عشق قوي بود، قوي
    سر ما در ره معشوق فدا بود، فدا
  • شيرين لبان به خون دل خود تپيده اند
    در صيدگاه خسرو گل گون سمند ما
  • دردا که هيچ در دل سختت اثر نکرد
    اشک روان و آه دل دردناک ما
  • دل شد شريک غصه ما در طريق عشق
    غيرت اگر بهم نزند اشتراک ما
  • دوش در خواب لب نوش تو را بوسيدم
    خواب ما به بود از عالم بيداري ما
  • گر در ميان نباشد پاي وصال جانان
    مردن چه فرق دارد با زندگاني ما
  • سوداي او گزيديم جنس غمش خريديم
    يا رب زيان مبادا در بي زياني ما
  • در عالم محبت الفت بهم گرفته
    نامهرباني او با مهرباني ما
  • صد ره ز ناتواني در پايش اوفتاديم
    تا چشم رحمت افکند بر ناتواني ما
  • تا وصف صورتش را در نامه ثبت کرديم
    مانند اهل دانش پيش معاني ما
  • تدبيرها نموديم در عاشقي فروغي
    کاري نيامد آخر از کارداني ما
  • مگرش زلف تو زنجير نمايد ور نه
    در همه شهر نگنجد دل صحرايي ما
  • تو و نوشيدن پيمانه و خشنودي دل
    من وخاک در مي خانه و بدنامي ها
  • در سفالين قدح از شيشه مکن مي به درنگ
    که مدار فلک سفله شتاب است، شتاب
  • اندوه تو شد وارد کاشانه ام امشب
    مهمان عزيز آمده در خانه ام امشب
  • بي حاصلم از عمر گرانمايه فروغي
    گر جان نرود در پي جانانه ام امشب
  • دوش در آغوشم آمد آن مه نخشب
    کاش که هرگز سحر نمي شدي اين شب
  • مهوشي از مهر در کنار من آمد
    چون قمر اندر ميان خانه عقرب