167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان فرخي سيستاني

  • هر چند که از تو بوسه يابم گه بام
    در آخر شب مرا هوس آيد کام
  • گيرم که وصال دوست در خواهم يافت
    اين عمرگذشته راکجا دريابم
  • جستم همه ساله اي پسر کام تو من
    خرسند همي بودم در دام تو من
  • در آرزوي خط تو خوبان سپاه
    بر روي همي کشند خطهاي سياه
  • بخت شماو عز شما هر دو بر فزون
    وان مخالفان و بد انديش در نهار
  • ديوان فروغي بسطامي

  • کسي از شمع در اين جمع نپرسد آخر
    کز چه رو سوخته پروانه بي پروا را
  • از آن آلوده دامانيم در عشق
    که خون دل به دامان است ما را
  • حديث زلف جانان در ميان است
    سخن زان رو پريشان است ما را
  • در خلوتي که ره نيست پيغمبر صبا را
    آن جا که مي رساند پيغامهاي ما را
  • در پيش ماه رويان سر خط بندگي ده
    کاين جا کسي نخوانده ست فرمان پادشا را
  • در قيمت دهانت نقد روان سپردم
    يعني به هيچ دادم جان گران بها را
  • تا دامن قيامت، از سرو ناله خيزد
    گر در چمن چماني آن قامت رسا را
  • خورشيد اگر نديدي در زير چتر مشکين
    بر عارضت نظر کن گيسوي مشک سا را
  • نخواهد در صف محشر شهيدي خون بهايش را
    اگر از آستين آن ساعد سيمين شود پيدا
  • تو را برهنه در آغوش بايد آوردن
    گرفتي از همه عضوت مراد اعضا را
  • هنوز اهل صفا پرده در ميان دارند
    بيار ساقي مجلس مي مصفا را
  • ز گريه سحري گرد ديده پاک بشوي
    که در قدح نگري خنده هاي صهبا را
  • در هيچ حال خاطر ما از تو جمع نيست
    قربان حالتي که پريشان کند تو را
  • بالاي خود در آينه چشم من ببين
    تا با خبر زعالم بالا کنم تو را
  • مقبول اهل راز نگردد نماز من
    گر در نظر نياوردم آن بي نظير را
  • دلم در عهد آن زلف و بناگوش
    مبارک ديد صبح و شام خود را
  • در آغاز محبت کشته گشتم
    بنازم بخت نيک انجام خود را
  • مرا پيوسته در خون مي کشد پيوسته ابرويي
    که نتواند کشيدن هيچ بازويي کمانش را
  • نشسته خيل غمش در دل شکسته من
    درست شد همه کاري از اين شکست مرا
  • داستان يوسف گم گشته دانستم که چيست
    يوسف دل پا در آن چاه زنخدان شد مرا