167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان فرخي سيستاني

  • گاه در مجلس تو شعر بديهه کنمي
    به زماني نهمي پيش تو بيتي پنجاه
  • گنه يک تن ويراني يک شهر بود
    اين من از خواجه شنيدستم در مجلس شاه
  • رادمردان همه با در گهش آموخته اند
    چون بز رس که بياموزد با سبز گياه
  • اي صورت بهشتي در صدره بهايي
    هرگزمباد روزي از تو مرا جدايي
  • مرياد جان اورا هر روزه در مديحش
    از خاک بر کني (؟) دان از آسمان گوايي
  • گرد جهان بگشتي شاها مگر سپهري
    در هر کسي رسيدي ميرا مگر قضايي
  • از حرص رزم کردن در بزم رزم سازي
    وز بهرخصم جستن دريک مکان نپايي
  • اگر چه ز نوشيروان در گذشتي
    به انصاف دادن چو نوشيرواني
  • بونصر تو در پرده عشاق رهي زن
    بو عمرو تواندر صفت گل غزلي گوي
  • مگر عهد کردي که در هر دل اي شه
    ز کردار نيکو نهالي نشاني
  • بدان مقام رسانش که راي بر در او
    سپيد مهره زند بر نواي رويين ناي
  • غمي نيست ار با کفش بر نيايد
    به صد سال شمسي ز در يا بخاري
  • از اين نيکوييهاي او دشمنان را
    به سربود در هر زماني خماري
  • ز شادي که از تو جهان راست نونو
    نبينم همي در جهان سوکواري
  • چه کردار داري که در گوش هر کس
    ز شکر تو بينم همي گوشواري
  • همي تا ز بهر مثل بر زبانها
    در آيد که هر اشتر و مرغزاري
  • شاهي که ترا نعمت صد ساله بريزد
    گر بر در او نيم زمان پاي فشاري
  • افزون دهداز طمع و ز انديشه توبر
    تخمي که در آن خدمت فرخنده بکاري
  • فردا همه کار تو دگر خواهد گشتن
    امروز مينديش که در اول کاري
  • شادي ز بتان خيزد، در پيش بتاندار
    با جعد سمر قندي و با زلف بخاري
  • شمع افروخته بينم چو به تو در نگرم
    شمع ناسوخته بيني چو به من درنگري
  • پسري داد گرانمايه که در طالع او
    هر ستاره فلک راست به يکي نظري
  • برميانهاي غلامانش مکين خواهد شد
    هر چه در گيتي تيغست گران بر کمري
  • اي دل تو نيز مستحق صد عقوبتي
    گر غمخوري سزدکه به غم هم تو در خوري
  • هر روز خويشتن به بلايي در افکني
    آنگه مرا ملامت و پرخاش آوري