167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان فرخي سيستاني

  • از بزرگي واز نواخت چه ماند
    که نکرد آن ملک در اين ايام
  • آن دهد مر ترا ملک در ملک
    که نداد ايچ پادشه به منام
  • کجا نبرد بود در فتد ميان سپاه
    چو گرگ گرسنه کاندر فتد ميان غنم
  • مبارزانرا گردد در آن زمان از بيم
    بدست نيزه و زوبي چو افعي و ارقم
  • اي شهي کز همه شاهان چو همي در نگرم
    خدمت تست گرامي تر و شايسته ترم
  • تا همي زنده بوم خدمت تو خواهم کرد
    از ره راست گذشتم گر ازين در گذرم
  • بزياد آن ملک راد که در دولت او
    نبود حاجت هرگز بکسان دگرم
  • بر کشيدند به کهساره غزنين ديبا
    در نوشتند ز کهپايه غزنين ملحم
  • اي ز سيمينه فکنده در بلورينه مدام
    هم بساعد چون بلوري هم بتن چون سيم خام
  • حاتم طايي که چندين نام دارد در سخا
    اشتري کشتي و دادي سايلي را زو طعام
  • آن زمان هشيارتر باشد که در پوشي زره
    وان زمان بيدارتر باشد که بر گيري حسام
  • در خصال تو شهنشاها چنان آمد مديح
    کز مديح تو صدف لؤلؤ هميخواهد به وام
  • نام تو بدو زنده ودرخانه توسور
    در خانه بدخواه تو صد شيون و ماتم
  • جشن سده در مجلس آراسته تو
    با شادي چون زير همي سازد با بم
  • هر آنکه خدمت او کرد نيکبختي يافت
    مجاور در و درگاه اوست بخت مدام
  • ثنا خريدن نزديک اوچو آب حلال
    درم نهادن در پيش او جو باده حرام
  • بس ره خوب که در مجلس ديوان ملک
    بوجود آورد آن خواجه سيد زعدم
  • بفزوده ست بر من خطر قيمت سيم
    تا بنا گوش ترا ديده ام اي در يتيم
  • در حريم تو امانست و ز غمها فرجست
    شاد زي اي هنري حر پسنديده حريم
  • در جوانمردي جاييست که آنجا نرسيد
    هيچ بخشنده و زين پس نرسد هرگز هم
  • چه بجان و سر او محتشمانرا چه بتن
    چه حريم در او محترمان را چه حرم
  • بر بناگوش تو اي پاکتر از در يتيم
    سنبل تازه همي بر دمد از صفحه سيم
  • به فرخ ترين روز بنشست شاه
    در ين خانه خرم دلستان
  • يکي را بهايي بتن در کشد
    يکي را نوندي کشد زير ران
  • به يزدان که کس در پرستيدنش
    نکرده ست هرگز به مويي زيان