نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان فرخي سيستاني
فرخي بنده توبر
در
تو
از بساط تو بر کشيده دهاز
دوش ناگاه رسيدم به
در
حجره او
چون مرا ديد بخنديد ومرا برد نماز
چشم بد دور کناد ايزد ازو کامروز اوست
از پس ايزد
در
ملک جهان بي انباز
آنکه زير سم اسبان سپه خرد بسود
به زماني
در
و ديوار حصار بشلنگ
آنکه ببريد سر برهمنان جمله به تيغ
وانکه بشکست بتان بر
در
بتخانه گنگ
آنکه چون روي به خوارزم نهاد از فزعش
روي لشکر کش خوارزم
در
آورد آژنگ
او چه دانست که خسرو ز سران سپهش
کشته وخسته بهم
در
فکند شش فرسنگ
در
اين ميانه فزون دارد از هزار کلات
به هر يک اندر دينار تنگها بر تنگ
بزرگتر زو گر
در
جهان شهي بودي
بر اسب کينه او بر کشيده بودي تنگ
خدايگان جهان شاد کام و کام روا
کمينه چاکر بر
در
گهش دو صد هوشنگ
دلم به عشق تو
در
سختي و عنا خو کرد
چنانکه آينه زنگ خورده اندر زنگ
هزار يک زان کاندر سرشت او هنرست
نگار و نقش همانا که نيست
در
ار تنگ
هزار يک گر ازان ز آسمان
در
آويزد
چنان بودکه ز کاهي کهي کنندآونگ
زير ابر اندر آسمان خورشيد
خيره همچون
در
آب تيره نهنگ
زير برگ اندر آب پنداري
همچو
در
زير روي زرد زرنگ
سايه تيغش ار به سنگ افتد
گوهر از بيم خون شود
در
سنگ
امير سيد يوسف برادر سلطان
در
سخا و سر فضل و مايه فرهنگ
ز بس شتاب که جود تو بر خزينه کند
درم همي نکند
در
خزانه تو درنگ
نشستگاه توبر تخت خسرواني باد
نشستگاه عدوي تو
در
چه ارژنگ
چون خداوند سخا
در
کف رادتو بديد
گفت با بخشش تو بس نبود بيت المال
يک تذرو فرستاد مرمرا که مگر
بحيله آيم
در
بند حسن آن محتال
چو قطن ميري
در
زير پوشش منسوج
براي پوزش باز امير خوب خصال
بسي نمانده که از جود حجره ها سازد
ز بهر سايل
در
گنجهاي بيت المال
در
روي من امروز بخندد لب اميد
بر چهرمن امروز بخندد دل اقبال
از بس گل مجهول که
در
باغ بخنديد
نزديک همه کس گل معروف شد آخال
صفحه قبل
1
...
4320
4321
4322
4323
4324
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن