167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

عشاقنامه عراقي

  • گفتم: اي جان جان، من مسکين
    در بيابان عشق گفته ام اين
  • بر بديهه بگويي اندر حال
    باشد اين در فراق و آن ز وصال
  • عاشقان را خيال عارض تو
    در شب تيره نور ديده و دل
  • ز آرزوي قد تو سرو سهي
    خشک بر جاي مانده پا در گل
  • يا سوار آي در سخن راني
    يا خطي باز ده به ناداني
  • در جهان هيچ کس مشوش عشق
    نشد، الا ز سوز آتش عشق
  • همه را نيست، گر چه جان و تن است
    جان معني، که در تن سخن است
  • پاي در نه به جاده تحقيق
    از تو آغاز و از خدا توفيق
  • زنده جانان مرده در غم يار
    مست حالان جان و دل هشيار
  • در ره دوست پا ز سر کرده
    ابجد عشق را ز بر کرده
  • يار خود ديده در پس پرده
    تن به جان مانده، جان فدا کرده
  • جان من در هواي ايشان است
    تن من خاک پاي ايشان است
  • از جناب خداي در دو جهان
    اين مراتب براي ايشان است
  • عشق در هر دلي که جاي گرفت
    دست برد اندرون و پاي گرفت
  • عشق در هر دلي که سر بر زد
    خيمه از عقل و علم برتر زد
  • چون محبت رسد به عين کمال
    در دل و جان و الهان جمال
  • به ارادت درآمد از در او
    تا رهاند ز بار خود سر او
  • گوش کن تا:، چها مقدر فرد
    در کرامات شيخ تعبيه کرد
  • در گذرگه کسي که اول ديد
    دل بدو داد و عشق او بخريد
  • زو دماغ دلش معطر شد
    در دلش عشق او مقرر شد
  • گشت ناگاه از هواي دلش
    بسته در دام عشق پاي دلش
  • وان که بربود ناگهان دل وي
    به خرابات رفت و او در پي
  • قرب سالي مريد عاشق مست
    در خرابات بود باده به دست
  • چون که در راه عشق صادق شد
    مقتداي هزار عاشق شد
  • بي دلان را جز آستانه عشق
    در ره کوي دوست منزل نيست