167906 مورد در 0.10 ثانیه یافت شد.

عشاقنامه عراقي

  • هر که او نيک نامي اندوزد
    در جهان کسوت بقا دوزد
  • مصطفي گفت و ياد مي گيرند:
    در جهان مؤمنان نمي ميرند
  • خاطرم در اين معاني سفت
    نکته اي بس مفيد و موجز گفت
  • چون در گنج دوست وا کردند
    به من اين شيوه را عطا کردند
  • روز و شب درد درد مي نوشم
    در خروشم، اگر چه خاموشم
  • از تلطف به من نما گل را
    در حديث اندر آر بلبل را
  • حبذا آن زمان که در ره عشق
    بيخود از سر کنند پا عشاق
  • از مي شرق دوست مست شدند
    همه در پاي عشق پست شدند
  • عشق را رهگذر دل و جان است
    اولش طعنه در دل و جان است
  • تا ازين راه بر کران نشوي
    در خور خيل صادقان نشوي
  • هر محبت، که در دلي پيداست
    بي شک آن انقطاع غير خداست
  • مي روي در سراي خسته دلان
    اين کرم بين تو با شکسته دلان
  • دل من، چون به عشق مايل شد
    عشق در گردنش حمايل شد
  • روي بنمود و دل ببرد و نشست
    کار من در فراق مشکل شد
  • داشت بر يوسف و زليخا دست
    در جهان خود ز دست عشق که رست؟
  • چون ز سيمرغ ديد شهپر عشق
    همچو داود مي زند در عشق
  • بود در کنج خانه صبح دمي
    خاطر من بخود فتاده دمي
  • ذوق لذت شناس شاهد باز
    کرده در عشق نغمه ها آغاز
  • صوت بر در زنان، ز قرع هوا
    از ره گوش هوش گفت مرا:
  • خيز و بگشاي در، که يار آمد
    ميوه از شاخ عمر بار آمد
  • بگشودم درش، چو رخ بنمود
    در جنت به روي من بگشود
  • سايه غم برفت از سر من
    کافتاب اندر آمد از در من
  • تا جهان است، مثل تو قمري
    در نيامد به دلبري ز دري
  • گو: عراقي در آرزوي رخت
    جان همي داد و حسرت اندر دل
  • دست يازيد و بر گرفت و بخواند
    در بد و نيک اين سخن مي راند