167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.

ديوان عراقي

  • در ميکده مي کشم سبويي
    باشد که بيابم از تو بويي
  • در ميکده مي کشم سبويي
    باشد که بيابم از تو بويي
  • ساقي، مي مهر ريز در کام
    بنما به شب آفتاب از جام
  • کي خانه من خراب گردد؟
    تا مهر درآيد از در و بام
  • در ميکده مي کشم سبويي
    باشد که بيابم از تو بويي
  • در ميکده مي کشم سبويي
    باشد که بيابم از تو بويي
  • در مجلس عشق مفلسي را
    پر کن دو سه رطل رايگاني
  • جان را ز دو ديده دوست دارم
    زان رو که تو در ميان آني
  • در ميکده مي کشم سبويي
    باشد که بيابم از تو بويي
  • مستم کن، آنچنان که در حال
    از هستي خود کنم فراموش
  • کي بود که ز لطف دلنوازت
    گيرم همه کام دل در آغوش؟
  • مگذار برهنه ام ز لطفت
    در من تو ز مهر جامه اي پوش
  • در صومعه حشمتت نديدم
    اکنون شب و روز بر سر دوش
  • در ميکده مي کشم سبويي
    باشد که بيابم از تو بويي
  • مي ده، که ز باده شبانه
    در سر بودم خمار امروز
  • در ساغر دل شراب افکن
    کز پرتو آن شود شبم روز
  • در ميکده مي کشم سبويي
    باشد که بيابم از تو بويي
  • در سر دارم که بعد از امروز
    دست از همه کارها بدارم
  • در ميکده مي کشم سبويي
    باشد که بيابم از تو بويي
  • ساقي، دو سه دم که هست باقي
    در ده مدد حيات باقي
  • در ميکده مي کشم سبويي
    باشد که بيابم از تو بويي
  • در ده قدحي، که از عراقي
    الا به شراب وا نرستيم
  • در ميکده مي کشم سبويي
    باشد که بيابم از تو بويي
  • عشق ار به تو رخ عيان نمايد
    در آينه جهان نمايد
  • آن نقطه به تو کمال مطلق
    در صورت اين و آن نمايد