نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان عراقي
کرده
در
شرع تو شروع وليک
نفس بر پاي او عقال شده
بر
در
قرب تو چگونه بود
مرغکي پر شکسته بال شده؟
تا نگويي که چرا رفت سراسيمه ما
در
نمانم ز جوابت، بشنو ماحضري
ولي بي عون رباني مرو
در
ره، که اين غولان
بگردانند از راهت به تخييلات نفساني
فروزان از سر هر غصن صد قنديل
در
ميدان
نمايان نور هر قنديل خورشيدي درخشاني
خرد
در
صحن بستانش کمر بسته به فراشي
ملک بر قصر ايوانش ادا کرده ثنا خواني
نواي بلبل اسرار کرده عقل را بيدار
که: آخر
در
چنين گلزار خاموش از چه ميماني
بساط وصل گسترده، سماط عشرت افکنده
به جام شوق
در
داده شراب ذوق حقاني
روان کرده لب ساقي لبالب جام مشتاقي
حضورش کرده
در
باقي حديث نفس انساني
برون شو ز آشيان جان، مکن منزل درين بستان
نگيرد
در
قفس آرام سيمرغ بياباني
وراي بوستان دل يکي صحراست بي پايان
به پاي جان توان رفتن
در
آن صحراي حيراني
حضور اندر حضور آنجا نهان اطوار
در
انوار
ظهور اندر ظهور آنجا عيان اسرار کتماني
خاک
در
او ببوس و از ماش
خدمت برسان، چنان که داني
ما تشنه و آب زندگاني
در
جوي تو رايگان، تو داني
خوشتر بود از حيات صد بار
در
پيش رخ تو جان فشاني
مگذار دلم به دست تيمار
آخر نه تو
در
ميان آني؟
اي زده خيمه حدوث و قدم
در
سراپرده وجود و عدم
که به غير از تو
در
جهان کس نيست
جز تو موجود جاودان کس نيست
تا ز خاک
در
تو دور شدم
غرقه گشتم ميان خون جگر
خاک پاي تو مي کشم
در
چشم
درس عشق تو مي کنم از بر
جز تو کس نيست
در
سراي وجود
نظر اين است پيش اهل نظر
که به غير از تو
در
جهان کس نيست
جز تو موجود جاودان کس نيست
گرد کويت به فرق مي گردم
بيش ازين نيست
در
جهان کارم
چون خيالي شدم ز تنهايي
تا خيال تو
در
نظر دارم
که به غير از تو
در
جهان کس نيست
جز تو موجود جاودان کس نيست
صفحه قبل
1
...
4290
4291
4292
4293
4294
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن