نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان عراقي
کي صيد جهان شويم؟ چون ما
در
بند کمند زلف ياريم
در
دل همه مهر او نويسيم
بر جان همه عشق او نگاريم
اين خود همه هست، بر
در
او
از خاک بتر هزار باريم
ما
در
خور او نه ايم، ليکن
با اين همه هم اميدواريم
دلبري بود
در
کنار مرا
کرد از من کنار، مي گريم
در
غمت دود آن به عرش رسد
آتشي، کز درون برافروزيم
در
غم عشق اگر رود سر ما
اي عراقي، برو، که بهروزيم
در
ماتم خوديم، بيا، زار بگرييم
خاکستر جهان همه بر فرق سر کنيم
خيز، تا قصد کوي يار کنيم
گذري بر
در
نگار کنيم
روي
در
خاک کوي او ماليم
وز غمش ناله هاي زار کنيم
هجر او را، که جان ما خون کرد
به کف وصل
در
سپار کنيم
خورد زنگار غمت آينه دل به فسوس
نيست ممکن که جمال تو
در
آنجا بينيم
گر بيابيم دلي، بر سر کويت يابيم
ور ببينيم رخي،
در
دل بينا بينيم
ز جورش
در
فغانم، چند نالم؟
گذشت از حد نفيرم، با که گويم؟
چنان سوزد مرا تاب غم او
که گويي
در
سعيرم، با که گويم؟
به عالم
در
، ندارم غمگساري
نمي دارم، ندانم با که گويم؟
چو مرغ نيم بسمل
در
غم يار
ميان خون تپانم، با که گويم؟
فتاده چون بود
در
دام صيدي؟
ز محنت همچنانم، با که گويم؟
مرا از زندگاني نيست سودي
ز هستي
در
زيانم، با که گويم؟
همه بيداد بر من از عراقي است
ز بودش
در
فغانم، با که گويم؟
هر چند نه ايم
در
خور تو
ليکن چه کنيم؟ مبتلاييم
آن کس که نديده روي خوبت
در
حسرت تو بمرد، ماييم
تا دور شديم از بر تو
دور از تو هميشه
در
بلاييم
بس لايق و
در
خوري تو ما را
هر چند که ما تو را نشاييم
خوشا آن دم که با ما يار خوش بود
کنون
در
حسرت آن دم بگرييم
صفحه قبل
1
...
4278
4279
4280
4281
4282
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن