167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان عراقي

  • ياران من ز باديه آسان گذشته اند
    من بي رفيق در ره دشوار مانده ام
  • ور در خور وصال نيم مرهمي فرست
    از درد خويشتن، که دل افگار مانده ام
  • مانا که بر در تو عراقي عزيز نيست
    کز صحبتش هميشه چنين خوار مانده ام
  • خون شد جگرم، شراب در ده
    تا کي دهي از جگر کبابم؟
  • چون خاک در توام ، کرم کن
    ياد آر به جرعه اي شرابم
  • دل گم شد، ازو نشان نيابم
    آن گم شده در جهان نيابم
  • تا گوهر شب چراغ گم شد
    ره بر در دوستان نيابم
  • آن يوسف خويش را چه جويم؟
    چون در چه کن فکان نيابم
  • هم بر در دوست باشد آرام
    از خود بجز اين گمان نيابم
  • دل گم شد، ازو نشان نمي يابم
    آن گم شده در جهان نمي يابم
  • زان يوسف گم شده به عالم در
    پيدا و نهان نشان نمي يابم
  • تا گوهر شب چراغ گم کردم
    ره بر در دوستان نمي يابم
  • آن يوسف خويش را کجا جويم
    چون در همه کن فکان نمي يابم
  • هم بر در دوست باشد ار باشد
    از خود بجزين گمان نمي يابم
  • در قصه درد من نگه کن
    بنگر که چگونه زار رفتم
  • در نار چو رنگ رخ دلدار بديدم
    آتش همه باغ و گل و گلزار گرفتم
  • المنة لله که ميان گل و گلزار
    دلدار در آغوش دگربار گرفتم
  • اگر فرصت دهد، جانا، فراقت روزکي چندم
    زماني با تو بنشينم، دمي در روي تو خندم
  • در ملک لايزالي ديدم من آنچه ديدم
    از خود شدم مبرا، وانگه به خود رسيدم
  • در ديده هر عاشق او بود همه لايق
    وندر نظر وامق عذرا همه او ديدم
  • در ميکده و گلشن، مي نوش مي روشن
    ميبوي گل و سوسن، کاينها همه او ديدم
  • آمدم بر درت از دوستيت
    دشمن آسا مکن از در، بدرم
  • خود چنين غرقه به خون در، که منم
    کي توانم که به رويت نگرم؟
  • در آويزم به دامان تو يک شب
    مگر روزي سر از جيبت برآرم
  • چه خوش بودي، دريغا، روزگارم؟
    اگر در من نگه کردي نگارم