نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان عراقي
ياران من ز باديه آسان گذشته اند
من بي رفيق
در
ره دشوار مانده ام
ور
در
خور وصال نيم مرهمي فرست
از درد خويشتن، که دل افگار مانده ام
مانا که بر
در
تو عراقي عزيز نيست
کز صحبتش هميشه چنين خوار مانده ام
خون شد جگرم، شراب
در
ده
تا کي دهي از جگر کبابم؟
چون خاک
در
توام ، کرم کن
ياد آر به جرعه اي شرابم
دل گم شد، ازو نشان نيابم
آن گم شده
در
جهان نيابم
تا گوهر شب چراغ گم شد
ره بر
در
دوستان نيابم
آن يوسف خويش را چه جويم؟
چون
در
چه کن فکان نيابم
هم بر
در
دوست باشد آرام
از خود بجز اين گمان نيابم
دل گم شد، ازو نشان نمي يابم
آن گم شده
در
جهان نمي يابم
زان يوسف گم شده به عالم
در
پيدا و نهان نشان نمي يابم
تا گوهر شب چراغ گم کردم
ره بر
در
دوستان نمي يابم
آن يوسف خويش را کجا جويم
چون
در
همه کن فکان نمي يابم
هم بر
در
دوست باشد ار باشد
از خود بجزين گمان نمي يابم
در
قصه درد من نگه کن
بنگر که چگونه زار رفتم
در
نار چو رنگ رخ دلدار بديدم
آتش همه باغ و گل و گلزار گرفتم
المنة لله که ميان گل و گلزار
دلدار
در
آغوش دگربار گرفتم
اگر فرصت دهد، جانا، فراقت روزکي چندم
زماني با تو بنشينم، دمي
در
روي تو خندم
در
ملک لايزالي ديدم من آنچه ديدم
از خود شدم مبرا، وانگه به خود رسيدم
در
ديده هر عاشق او بود همه لايق
وندر نظر وامق عذرا همه او ديدم
در
ميکده و گلشن، مي نوش مي روشن
ميبوي گل و سوسن، کاينها همه او ديدم
آمدم بر درت از دوستيت
دشمن آسا مکن از
در
، بدرم
خود چنين غرقه به خون
در
، که منم
کي توانم که به رويت نگرم؟
در
آويزم به دامان تو يک شب
مگر روزي سر از جيبت برآرم
چه خوش بودي، دريغا، روزگارم؟
اگر
در
من نگه کردي نگارم
صفحه قبل
1
...
4276
4277
4278
4279
4280
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن