نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان عراقي
بديد تا نظر از دور ناردان لبت
بسا که چشم مرا آب
در
دهان آمد
ز روشنايي روي تو
در
شب تاريک
نمي توان به سر کوي تو نهان آمد
اي ملامت کنان مرا
در
عشق
گوش من نشنود ازين سان پند
آن را که غمت ز
در
براند
بختش همه دربدر دواند
وآن را که عنايت تو ره داد
جز بر
در
تو رهي نداند
در
بند اميد، اي دل، بگشاي دو ديده
باشد که ببيني رخ دلدار که داند؟
اي دل، چو
در
خانه خمار گشادند
مي نوش، که از مي گره کار گشادند
تا لاله رخي
در
چمن آيد به تماشا
از چهره گل پرده زنگار گشادند
تا کرد نسيم سحر آفاق معطر
در
هر چمني طبله عطار گشادند
چشم سر اغيار ببستند ز غيرت
آنگاه
در
مخزن اسرار گشادند
چو با خود يافتند اهل طرب را
شراب بيخودي
در
جام کردند
چو گوي حسن
در
ميدان فگندند
به يک جولان دو عالم رام کردند
دل چو خواهم باختن
در
پاي او
جان ز شوقش پيش دستي مي کند
وانکه چيند گلي ز باغ رخش
در
دلش بس که خار خار بود
وانکه ياد لبش کند روزي
تا قيامت
در
آن خمار بود
يک شبي با خيال او گفتم:
چند مسکين
در
انتظار بود؟
تا تو
در
بند خويشتن ماني
کي تو را نزد دوست بار بود؟
درد ما را نيست درمان
در
جهان
درد ما را روي او درمان بود
آفتاب روي تو گر بر جهان تابد دمي
در
جهان هر ذره اي خورشيد تاباني بود
در
همه عالم نديدم جز جمال روي تو
گر کسي دعوي کند کو ديد، بهتاني بود
نيست جز آب ديده
در
دستم
زان نگارم ز دست مي برود
طالعم بين که:
در
چنين غم ها
غمگسارم ز دست مي برود
اندرين ره هر که او يکتا شود
گنج معني
در
دلش پيدا شود
جز جمال خود نبيند
در
جهان
اندرين ره هر که او بينا شود
گر صفات خود کند يکباره محو
در
مقامات بقا يکتا شود
صفحه قبل
1
...
4272
4273
4274
4275
4276
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن