نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان عراقي
در
ديده پر آبم جز يار نمي آيد
وندر دلم از مستي جز يار نمي گنجد
کو جام مي عشقش؟ تا مست شوم زيراک:
در
بزم وصال او هشيار نمي گنجد
در
راه پاکبازان اين حرف ها چه خيزد؟
بر فرق سرفرازان افسر چه کار دارد؟
در
بارگاه دردت درمان چه راه يابد؟
با جلوه گاه وصلت هجران چه کار دارد؟
گرنه گريخت جانم از پرتو جمالت
در
سايه دو زلفت پنهان چه کار دارد؟
چون
در
پناه وصلت افتاد جان نگويي:
هجري بدين درازي با جان چه کار دارد؟
گر
در
خورت نيابم، شايد، که بر سماطت
پوسيده استخواني بر خوان چه کار دارد؟
جايي که
در
ميانه معشوق هم نگنجد
مالک چه زحمت آرد؟ رضوان چه کار دارد ؟
دل مي تپد که بيند
در
ديده روي خوبت
ورنه بريد زلفت پنهان چه کار دارد؟
سوداي تو نگنجد اندر دلي که جان است
در
خانه طفيلي مهمان چه کار دارد؟
در
تار حيات دل چه بندي؟
چون پود تو محکمي ندارد
نيايد جز خيالت
در
دل من
بجز يوسف سر زندان که دارد؟
دلم
در
بند زلف توست ور نه
سر سوداي بي پايان که دارد؟
به انتظار مکش بيش ازين عراقي را
که عمر او همه
در
انتظار مي گذرد
پشت بر روزگار بايد کرد
روي
در
روي يار بايد کرد
چون ز رخسار پرده برگيرد
در
دمش جان نثار بايد کرد
از پي يک نظاره بر
در
او
سال ها انتظار بايد کرد
تا کند يار روي
در
رويت
دلت آيينه وار بايد کرد
تات
در
بوته زار بگدازد
قلب خود را عيار بايد کرد
دشمن خود تويي، چو
در
نگري
با خودت کارزار بايد کرد
دامن از اغيار
در
خواهيم چيد
سر ز جيب يار بر خواهيم کرد
تا فتد
در
ساغر ما عکس روي دلبري
ساغر از باده لبالب هر زمان خواهيم کرد
چون بگردانيم رو، زين عالم بي آبرو
روي
در
روي نگار مهربان خواهيم کرد
بر سر بازار وصلش جان ندارد قيمتي
تا نظر
در
روي خوبش رايگان خواهيم کرد
در
دو چشم پر آب نقش نگار
چون نگيرد قرار چتوان کرد؟
صفحه قبل
1
...
4270
4271
4272
4273
4274
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن